یکشنبه 1392/02/08

شهرستان داورزن

کویر !کویر نه تنها نیستان من و ما است ،که نیستان ملت ماست،وروح واندیشه ومذهب و عرفان وادبو بینش و زندگی و سرشت و سرگذشت و سرنوشت ما همه است....     کویر انتهای زمین است،پایان سرزمین حیات است،در کویر گویی به مرز عالم دیگر نزدیکیم..... در کویر خدا حضور دارد...                  (دکتر علی شریعتی)شهرستان داورزن با وسعتی معادل 2873 کیلومتر مربع  در غرب شهرستان سبزوار واقع شده است ،که از شمال به کوهای داورزن به نام کوه گر که در پشت این کوهها  شهرستان جغتای قرار دارد و ازغرب به شهرستان شاهرود و از جنوب به بخش روداب و از شرق به بخش مرکزی سبزوار محدود می شود.این بخش دارای سه دهستان :باشتین ،کاه ومزینان  و 40 روستا می باشد.مرکز آن شهر داورزن است که در فاصله 75 کیلومتری سبزوار و 185 کیلومتری شاهرود قرار دارد.

همچنین در سفر هیئت دولت به ریاست رئیس جمهور وقت دکتر محمود احمدی نژاد به شهرستان سبزوار در اردیبهشت 1391،بخش داورزن به شهرستان ارتقا یافت و در 22 بهمن ماه همان سال با استقرار فرمانداری اولین فرماندار آن مهندس اسماعیل غفاری توسط مهندس رشید معاونت استانداری خراسان رضوی معرفی گردید و فرمانداری شهرستان داورزن افتتاح شد.


شهرستان داورزن

ایران > استان خراسان رضوی > شهرستان داورزن> بخش داورزن

دهستان‌ها

روستاها

باشتین

 • باشتین  • باغشت  • تاج‌آباد  • حسین‌آباد  • ریوند  • زرد کوهی  • ساروق  • شهرآیین  • فشتنق  • فیض‌آباد  • کلاته سادات بالا  • کیف  • مهرآباد  • نامن

کاه

 • باقرآباد  • بروغن  • بنگ  • بهانگر  • چشام  • چوبین  • خسروآباد  • شهرآباد  • صدخرو  • طزر  • کمیز  • کوشک باغ  • مقیسه  • مهر

مزینان

 • ابرود  • بهمن‌آباد  • بیزه  • ده نو  • سویز  • علی‌آباد بالا  • غنی آباد  • کاهک  • کلاته مزینان  • مزینان  • مور  • نهالدان

مرکز بخش: شهر داورزن

داورزن را می توان به عنوان اولین شهرستان خراسان رضوی ومرز بین دو استان سمنان وخراسان نام برد که این شهرستان میقات و پیشانی و مبدا ورود زائرین امام هشتم (ع) از محور غرب کشور می باشد ومفتخر است به شخصیت والایی همچون معلم شهید دکتر علی شریعتی  که زادگاهش و محل پرورش او وخاندان گرانقدرش دهستان مزینان واقع در 6 کیلومتری این شهر می باشد.

استاد شهید دکتر علی اکبر همتی مقدم و مهندس شهید محمد حسین داورزنی و شیخ حسن داورزنی ،علامه بهمن آبادی از فرزندان و نیز مرحوم دکتر رمضانعلی رادمنش و مرحوم دکتر معزی ودکتر محمدرضا داورنیا ودکترکیا.... از مفاخر این دیار می باشند .

دیگر افتخارات این سرزمین قیام سربداران است در دهستان باشتین

 در وجه تسمیه این بخش،به نام داورزن اقوال گوناگونی وجود دارد:

الف: از آنجا که در قدیم مردم جهت استفاده از سیلابهای فصلی ،استخر می ساختند،وخانه های خویش را دور آن بنا می کردند ،برای استفاده از آب مجبور به دور زدن استخر بوده اند که کم کم نام این منطقه دورزن شده ،و یه دلیل کثرت استعمال به داورزن تغییر یافته است.

ب: واما بعد:حاکم نیشابور ،برای جمع آوری مالیات ،مستوفیان را به این منطقه می فرستد ،در آن میان زنی به علت عدم توانایی پرداخت وجوه مربوط به حاکم شکایت می بردوتقاضای تخفیف می نماید . حاکم با استدلال متقن و جالب او قانع می شود وخطاب به وی می گوید:توخود داوری عاقل وعادل می باشی ونیازی به اعزام داور به منطقه جهت ارزیابی  نیست. کم کم در زبان عمال حکومتی وسپس  در بین مردم عامه ،این منطقه به داورزن شهرت می یابد.

شعری است منصوب به شیخ حسن داورزنی از مشاهیر داورزن که شخصی در مورد داورزن از او سئوال میکند :
داورزنی ای بزرگ استاد سخن
بنمای زلطف ، حل این مشکل من
با آنکه به هر جای بود داور مرد
از چیست شده شهر شما داور زن
و شیخ پاسخ میدهد:
از بس که جنایت شده از داور مرد
زین رو شده اسم شهر ما داور زن

 تاریخ این دیار به دوران پیش از اسلام میرسد،وجود آثار باستانی فراوانی در سطح منطقه ،دلیلی بر این ادعا است. از آن جمله:آتشکده آذربرزین مهر که بر اساس متون اوستایی یکی از سه آتشکده مورد احترام جامعه ساسانی و جهت ستایش طبقه کشاورزان ایران زمین بوده است.امروز این آتشکده برفرازتپه ای سنگی در روستای مهربه تماشای مردمان نشسته است.

 در کنار آن می توان از پشته سفال داورزن ، رباط مزینان،دخمه چهل دختر کمیز،خرابه های فاریاب و کلروون در چشام ،مسجد جامع چشام ،آسیاب بادی مقیسه، خرابه های بادقوس، امام زاده سید قریش شملق ،امام زاده علی اکبر بروغن و سلطان سید علی اکبر علی آباد و ....یاد نمود.

 روزگاری این سرزمین مورد توجه تمامی ایرانیان و مسلمانان بود،آن زمان که شیر مردانی فریاد می زدند<<سر به دار می دهیم اما تن به ذلت نمی دهیم.>> نهضتی که فصلی درخشان در تاریخ اسلام برجای گذاشت و خود سرآغازی می شد برای قیامها وجنبش های دیگر.سربداران،مردمانی که با الهام از تعالیم دینی و مذهبی علیه ظلم وستم قیام کردند.

 مردم این منطقه اغلب به شغل کشاورزی و دامپروری  رزق روزی میکنند. کشت فلفل وهندوانه از رونق و شهرت خوبی برخوردار است به  گونه ای که مردم یکی از روستاهایداورزن به نام روستای  بیزه به تجارت فلفل در کشور مشهور می باشند.

 هرکس از انار شیرین وسرخ روستای نهاردان این بخش یک بار تناول نماید دیگر به دنبال انار های شهرهای مشهور نمی رود.

 دامنه کوههای سرسبز و ییلاقی آبرود داورزن از آب وهوایی خاص برخودار است .که سالیانه افراد زیادی را جذب می کند.

 در حاشیه کویر ساربانان و شتران زیادی دل به خار ستان آن سپرده اند .

 امید است با عنایت دولت عدالت محور ،به استعدادهای فراوان منطقه ،بررسی وسرمایه گذاری در زمینه گوناگون از جمله احداث مراکز فرهنگی و هنری در جهت غنی سازی اوقات فراغت جوانان و .... شاهد رشد وتوسعه بیش از پیش و همه جانبه این بخش باشیم.

 رئیس جمهور محترم دکتر محمود احمدی نژاد در سفر خود در بین مردم شهرستان سبزوار  مورخه 1391/02/24 ارتقا بخش داورزن و ششتمد را به شهرستان اعلام نمودند.

نقشه داورزن در یک نگاه

منبع:http://davarzan.persianblog.ir/post/3/
نوشته شده توسط مهتاب بلالی در 3:2 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1388/06/16

خوشاب:

خوشاب

بخش خوشاب با وسعتي 187/1786كيلومتر مربع ،جمعيتي معادل 36128نفر ،با تعداد 180آبادي (اعم از مسكوني و غيرمسكوني )طبق سرشماري 1385يكي از بخشهاي هفتگانه شهرستان سبزوار با فاصله 42كيلومتر با موقعيت جغرافيايي از شمال به شهرستان اسفراين از جنوب به سبزوار و بخش مركزي و ازطرف شرق به بخش سرولايت و تحت جلگه و ازغرب به بخش جوين محدود ميشود . بخش خوشاب با تقديم 264شهيد دردوران دفاع مقدس برگ زريني در تاريخ حماسي خود به ثبت رساند .
اين بخش در سال 1368پس از طي مراحل اداري مستقل شد كه هم اكنون داراي 4دهستان ميباشد علاوه بر امكاناتي كه درسطح بخش جهت خدمت رساني به مردم فهيم بخش وجود دارد امكاناتي نيز چون دادگاه عمومي ،بخشداري ،شهرداري ،آموزش و پرورش ،كتابخانه ،كلانتري ،پايگاه بسيج ،حوزه مقاومت بسيج ،مركز خدمات درماني ،اورژانس 115جاده اي ،كميته امداد امام خميني ،بانك ،آتش نشاني ،شرکت تعاوني ،تعاوني اعتبار كاركنان دولت شرکت آب و فاضلاب پست برق 162كيلو واتي راه آهن سراسري پمپ بنزين كشتارگاه دفاتر كشاورزي پست دامپزشكي مركز ترويج و جهاد كشاورزي دفتر امام جمعه شهر شوراي شهر بهزيستي سالن ورزشي و چندين واحد تجاري و خدماتي و توليدي نيز جهت خدمت رساني به عموم اهالي بخش درنظر گرفته شده است .
پيشينه تاريخي خوشاب

توجه شرق شناسان به غرب ايران و عدم مطالعات باستان شناسي در شرق ايران همواره خلااسناد و مدارك تاريخي و فرهنگي را در اين بخش تحت تاثير قرارداده از آن جمله خوشاب لذا ناچاريم دوران تاريخي خوشاب را درلابلاي تاريخ خراسان بزرگ و شمال شرقي ايران مطالعه كنيم :دياكونوف دركتاب تاریخ ماد آورده :روايات متاخر قرون وسسطي به تقريب متفق اند زرتشت از مردم ماد بوده است ولي دربار ويشتاسب جايي كه عرصه وعظ و تبليغ او بوده بلخ و يا توس قرار داشته است آنچه مسلم است دو قوم پارت و ساگارتي در خراسان بزرگ زندگي مي كرده اند كه پارتها درشمال خراسان بوده اند .

پيشينه باستان شناسي خوشاب :

براساس بقاياي بجا مانده از حركت فرهنگي انسانها مستند به بررسي سطح الارض به روش پيمايشي پيشينه باستاني محل به هزاره دوم و اول قبل از ميلاد ميرسد .

پيشينه ي اساطيري خوشاب

بر اساس و جه تسميه ي بجا مانده بر روستاهاي اين بخش ، پيشينه ي اساطيري آن به دوره كيانيان ميرسد صرفنظر از اين كه كيانيان نام سلسله اي نيمه تاريخي و نيمه افسانه اي است كه مطابق تاريخ سنتي ايران پس از سلسله ي پيشداديان و پيش از سلاله اشكانيان در ايران پادشاهي مي كردند .علت نام گذاري آن است كه برسر نام چند تن از افراد اين سلسله لقب كي آمده است واژه كي تطور شده كلمه اوستايي كي است كه معناي دقيق آن به طور متقن معلوم نيست و ليكن در زبان اوستايي كوه عنوان ايران يا شهرياراني است كه در ايالتهاي شرقي ايران درزمان دين آوري زرتشت و پيش از او حكمراني ميكردند دراوستاها از هشت تن افراد اين سلسله ياد شده كه كيخسرو از جمله ي اين نامهاست.

پيشينه دوران اسلامي خوشاب

خوشاب همچون ديگر شهرهاي خراسان به سال 29تا 30هجري قمري قبول اسلام كرد سبزوار و نيشابور در سال 30هجري به تصرف مسلمين در آمد و در آن سال عبدالله بن عامر كريز كه مامور تسخير خراسان بود از راه كرمان بيهق آمد و پس از تصرف آن منطقه اسودبن كلثوم عدوي را بربيهق حاكم نمود از دوران طاهريان تا قاجاريه .

وجه تسميه خوشاب براساس فرهنگ برهان قاطع

خنوشاب ازتركيب خوش آب به معني مائ بهائ و رونق و جلائ باشد .بنقل از الجماهير بيروني ،با ثاني مجهول بروزن دو تاب ، هر چيز سيراب و تازه و آبدار باشد عموما و جواهر و مرواريد را گويند خصوصا و نام قصبه ايست از مضافات لاهور
مفاخر و مشاهير خوشاب عبارتند از :نظيري نيشابوري – فوجي نيشابوري

موقعيت ،حدود ووسعت

بخش خوشاب با وسعتي 187/1786كيلومتر مربع ،جمعيتي معادل 36128نفر ،با تعداد 180آبادي (اعم از مسكوني و غيرمسكوني )طبق سرشماري 1385يكي از بخشهاي هفتگانه شهرستان سبزوار با فاصله 42كيلومتر با موقعيت جغرافيايي از شمال به شهرستان اسفراين از جنوب به سبزوار و بخش مركزي و ازطرف شرق به بخش سرولايت و تحت جلگه و ازغرب به بخش جوين محدود ميشود . بخش خوشاب با تقديم 264شهيد دردوران دفاع مقدس برگ زريني در تاريخ حماسي خود به ثبت رساند .
اين بخش در سال 1368پس از طي مراحل اداري مستقل شد كه هم اكنون داراي 4دهستان ميباشد علاوه بر امكاناتي كه درسطح بخش جهت خدمت رساني به مردم فهيم بخش وجود دارد امكاناتي نيز چون دادگاه عمومي ،بخشداري ،شهرداري ،آموزش و پرورش ،كتابخانه ،كلانتري ،پايگاه بسيج ،حوزه مقاومت بسيج ،مركز خدمات درماني ،اورژانس 115جاده اي ،كميته امداد امام خميني ،بانك ،آتش نشاني ،شرکت تعاوني ،تعاوني اعتبار كاركنان دولت شرکت آب و فاضلاب پست برق 162كيلو واتي راه آهن سراسري پمپ بنزين كشتارگاه دفاتر كشاورزي پست دامپزشكي مركز ترويج و جهاد كشاورزي دفتر امام جمعه شهر شوراي شهر بهزيستي سالن ورزشي و چندين واحد تجاري و خدماتي و توليدي نيز جهت خدمت رساني به عموم اهالي بخش درنظر گرفته شده است .

مردم شناسي

گويش محلي به تركي 80درصد وبه زبان فارسي 15درصد وبه زبان كردي 5درصد تكلم ميكنند تمام بخش داراي مذهب شيعه مي باشد .اين بخش مانند جاي جاي ايران عزيز داراي آداب ورسوم خاص منطقه است كه بر گرفته از اعتقادات ملي ومذهبي مردم عزيز اين اقليم مي باشد كه خود گفتني زيادي دارد .

مفاخر و مشاهير خوشاب

1- نظيري نيشابوري :ديوان اشعار نظيري به سال 1340باهتمام مظاهر مصفا با مقدمه و حواشي و تعليقات طبع و نشر شده است وي از شعراي نامي و خوش بيان است او از ايران به هندوستان رفت و درهمانجا مقيم شد تا در سال 1023ه در احمد آباد گجرات وفات يافت غزلي كه با رديف پنداري انشانموده است وتك شعرهاي ديگري كه در اينجا از او نقل ميشود دليل فصاحت بيان و كمال قدرت طبع اوست .
بموئي بسته صبرم نغمه ياراست پنداري دلم از هيچ مرنجد دل يارات پنداري
2- فوجي نيشابوري :ملامقيم معروف به مقيما و متخلص به فوجي از خاندان شاعر پيشه در نيشابور برخاست نصرآبادي او و دوبرادرش عظيما –كريما را كه پسران ملا قيدي بوده اند ستوده و نوشته است كه اين ملاقيدي برادرزاده نظيري نيشابوري بوده است و آن سلسله همگي مردم آدميند د كمال پاكي طينت و صلاح به سال 1064تاريخ و ادبيات در ايران ذبيح صفا.

صنايع دستي

چون صنعت دست شغلي است براي تمام فصول وزن ومرد و جوان و نوجوان مي توانند در صورت وجود شرائط و امكانات فاعل باشند همچنين نيازي به كارخانه هاي آنچناني نيست كه مؤيد آن تاثير بر معماري ابنيه قديمي است.در تمام خانه هاي قديمي كارگاه قالي بافي و فرد ،خراطي،آهنگري،لحاف دوزي،نجاري و غيره در داخل خانه ها صورت مي گرفته است .لذا امروزه با كمي تغيير مي توان اين شرايط را فراهم نمود. در ايران 16گروه صنايع دستي وجود دارد كه اين 16گروه به 150رشته تقسيم شده اند در شهرستان سبزوار چهل رشته صنايع دستي فعال و نيمه فعال وجود دارد. صنايع دستي را سفيران فرهنگي ملتها گفته اند .چون باصادرات اين صنايع ،فكر ايراني ،فرهنگ ايراني ،سياست ايراني،تاريخ و جغرافياي ايران معرفي مي شوند .در بخش خوشاب قالي بافي ،فرد بافي از عمده صنايع دستي اين بخش است كه چنانچه ايجاد تعاونيهاي فرش دست بافت دربخش شكل گيرد نقش بسزايي در شناخت بازار هدف داخلي و خارجي خواهد داشت و از اين رهگذر اشتغالزايي مفيد و مؤثر توام با ايجاد درآمد شكل خواهد گرفت .
سوغات :گردو و بادام اين بخش ،همچنين خشكبار مانند انواع برگه ي زرد آلو و كشمش ،همچنين تخمه ي هندوانه و داروهاي گياهي مانند آويشن از جمله سوغات محلي اين بخش مي باشد

آثار تاريخي – باستاني بخش خوشاب

1- آسياب طبس 2-بناي امامزاده درفك 3- پناهگاه نوده انقلاب 4- آرامگاه گل گنبد 5- آب انبار بابا لنگر 6- چشمه آب شفا بابا لنگر 7- دژ يا كلانتر يا زندان بابا لنگر 8- حمام بابا لنگر 9-سردابه هاي بابا لنگر 10-چهار طاقي بابا لنگر 11-آرامگاه حاج بابا توكل 12-آرامگاه مير مطهر 13-يخچال سلطان آباد 14-تپه ي قصر مشكان 15-چوبليك 16-بقعه ي شاهزاده ابراهيم بن عباس بن علي 17-دژعلي تپه 18-حمام روستاي داراب 19-امامزاده جعفر روستاي چاهك 20- حمام چاهك 21- دژعنبرستان 22-حمام عنبرستان 23 – پشته تاريخي رباط جز 24-محوطه تاريخي برقبان

1- آسياب طبس :يكي از آثار تاريخي مربوط به قرون اوليه و مياني اسلامي كه واقع در روستاي طبس است .
2- بناي امامزاده درفك :مربوط به دوره صفويه بوده كه در دوره قاجاريه هم مرمت شده ليكن به علت فرسودگي بنا توسط اهالي تجديد بنا شده است

غار درفك از ديگر آثار تاريخي بخش است كه جنبه پناهگاهي براي مردم داشته است و احتمالا در قرون 8-7ه ق مورد استفاده قرارگرفته است اين پناهگاه قابل مقايسه با پناهگاه قلعه ي كهنه ششتمد و رامشين و بابالنگر و نوده انقلاب است .
3-پناهگاه نوده انقلاب :از جمله پناهگاههاي داخل دشت است معماري اين نوع پناهگاه در سطح شهرستان سبزوارمنحصر به فرد است معماري ديگر پناهگاهها روي پشته واقع گرديده ليكن اين معماري در دل زمين حفر گرديده است
4-آرامگاه گل گنبد :گل گنبد تطور شده ي گور گنبد است گور در زبان كردي يعني سنگ و گور گنبد يعني گنبدسنگي .سنگ بنا از نوع رسوبي و بوم براست كه درحاشيه روستا به وفور ديده ميشود .اسلوب معماري بنا و نحوه تبديل پلان از مربع به دايره با گوشه سازيهاي انجام گرفته و كشيدگي اندام بنا دهانه كم ارتفاع زياد مربوط به دوره مغول است ورودي بنا بصورت ايوان از ضلع جنوبي است كه در طرفين ورودي بقاياي ايواني است كه داراي پلكان دسترسي به بام بنا بوده اين رشته پلكانها كه بصورت دايره كار شده در حكم پشت بند ايوان بوده است پيمودن يا هندسه گنبد خانه مربع است كه با طاقهاي جناقي و گوشه سازيهايي با استفاده از قاعده سكنج نسبت به تبديل پلان از چهار به هشت و شانزده و نهايتا شصت و چهار اقدام كرده اند و زمينه بشن گنبد را جهت اجراي عرق چين بوجود آورده اند گنبد خانه در چهار جهت اصلي بصورت در گاهي قابل دسترسي بوده كه در حال حاضر مسدود شده است اين نوع معماري متاثر ازچهار طاقيهاي ايران قبل از اسلام است اين بنا قابل مقايسه با بناي تاريخي حاج بابا توكل و ميرمطهر در بابالنگر و ابنيه تاريخي جوين ميباشد آقاي عباسعلي بيات 35ساله اهل و ساكن روستاي گل گنبد به نقل سينه به سينه ميگويد :نوه ي يكي ازامامان در اين مكان دفن است يك زن با دو فرزند
5- آب انبار بابالنگر :به منظور سهولت در دسترسي به آب و رفاه حال و زوار علاوه براينكه در دامنه كوه و در جوار روستاي قديمي بابالنگر آب و قنات وجود داشته به فاصله 40متري و در سمت راست كاروانسرا يك حوض انبار از نوع دومخزني ايجادكرده اند كه داراي ورودي و خروجي آب است هدايت آبهاي دامنه جنوبي كوههاي اثقلان به اين حوض انبار و محلي براي خروج سرريز آب ازحوض انبار از جمله ويژگيهاي منحصر به فرد اين حوض انبار است كه درحوض انبارهاي مشابه در نقاط دشت اينگونه نيست بربدنه ي مخزن حوض انبار مصالح معماري ديده نمي شود بلكه اندودي از ساروج رابرعارضه هاي موجود بعد از حفاري كشيده اند كه مخزن عايق بندي شود .
6- چشمه آب شفا بابالنگر :لنگر مترادف خانقاه است در دوران اسلامي زائرين زيارت به عشق زيارت بابا به اين مكان مي آمده اند كساني كه رنج سفر را براي رضاي دل و آرامش جان برخود هموار مي كرده اند و بانذر و نذورات به اين مكان مي آمده اند و بعد از انجام مراسم در بازگشت به جهت تيمن و تبرك آب چشمه ي شفا صورت ميگيرد مسير دسترسي به چشمه كاملا از سنگريزه پاك است و سنگريزه را به صورت چهل كه در گويش سبزوار به آن چل با كسر چ
ميگويندانباشته اند با اين كار هم راه نظافت شده هم اينكه علامت و نشاني براي راهنمايي زائرين به محل چشمه مي باشد ميگويند .
7- دژيا كلانتر يا زندان بابا لنگر :تاريخچه بنا با عنايت به مواد فرهنگي در لايه سطحي همچنين مصالح و نحوه اجراي طاق و سقف اين بنا در قرون نهم يا يازدهم ه ق احداث شده است پلان بنا به شكل تقريبا صليب است تا چليپا ،سقف بنا از نوعي جناقي است و مصالح آن خشت و آجر با ملاط گل و گچ است هندسه بنا تقريبا مستطيل شكل است قرارگيري بنا روي پشته اي صخره اي كه تنهاراه دسترسي به آن از ضلع شمالي است وجود احتمال زندان بودن محل را تشديد ميكند اطاقها به طول و عرض تقريبي 2متر بقاياي معماري در برج در طرفين ورودي شمالي بنا مشهود است بعضي ها معتقدند بعنوان دژ ديده باني و تدافعي بوده كه احتمال تدافعي و بعنوان قراول خانه در ورودي به محل چنانچه ورودي مجموعه از اين محل باشد تاحدود ي پذيرفتني است اما تازمانيكه گمانه زني باستان شناسي درمحل صورت نگيرد اين محل هم مانند صدها اثر تاريخي ديگر شهرستان سبزوار كه به صورت مجهول است مجهول باقي خواهد ماند .بعضي از باستان شناسان باعنايت به اينكه مكان مشرف به روستاي قديمي و از طرف ديگر متكي به كوه است معتقدند مكان از موقعيت سوق الحيشي برخوردار بوده لذا دژديده باني است .اما آثار روستايي قديمي براساس بقاياي معماري روستايي با حدودا 10خانوار را تعريف ميكنند كه همچنين بنائي بعيد ميرسد براي حفاظت از آنان باشد و اگر براي مجموعه باشد كه نقاط رفيع تر در محل موجود است.
8-حمام بابالنگر :اين حمام از نوع خزينه اي است پيمون يا هندسه آن مستطيل شكل است ورودي حمام از ضلع جنوب شرقي است .ساختمان حمام نسبت به سطح عمومي ارتفاع ندارد.
بلكه همسطح زمين است تهويه آن بوسيله چند هورنو درسقف صورت مي گيرد .آب حمام از چشمه قنات درضلع غربي آن تامين مي شود . حمام داراي سربينه وصحن گرمخانه واطاق نظافت است .خزينه آن درانتهاي ضلع شرقي حمام قرارگرفته است وگلخن حمام درضلع شرقي است . مصالح بنا از سنگ وآجر وملات ساروج بصورت زيره عايق بندي شده است .طول حمام حدوداٌ 15متر مي باشد. اختلاف ارتفاع زمين باعث هدايت آب به درون حمام وخروج پساب آن شده است . باعنايت به اسلوب معماري ونحوه اجراي مصالح همچنين اخبار محلي وواقع شدن درمجموعه تاريخي بابا لنگر همچنين مكمل خلاء اسناد تاريخي فرهنگي آن دررديف آثار ملي كشور به شماره 10902ثبت گرديده است . ارتفاع حمام از سطح دريا1511متر عرض جغرافيايي 4062018وطول جغرافيايي 600502واقع گرديده است .
9-سردابه هاي بابالنگر: مقابرگروهي با مصالح سنگ وساروج كه دردل كوه كنده شده به تعداد حدوداٌ 70سردابه كه ارتفاع خيلي كمي نسبت به سطح عمومي دارد گروهي معتقدند اين سردابه هامربوط به قبل از اسلام است وگروهي معتقدند سردابه هاي گروهي به اين شكل مربوط به قرن 8و9 ه ق است . آقاي قره خاني بهار به نقل از باستان شناس ايراني كه نامش را ذكر نكرده مي گويد: [ درقرنهاي 8و9ه ق درمنطقه خراسان پاره اي مقابر اسلامي رانيز در درون اطاقكهاي سنگي كنده اند كه چند نوع ازآنها توسط يكي از باستان شناسان ايراني درحوالي بجنورد ونيز حوالي روستاي لنگر بين قوچان ونيشابور بررسي شده واحتمال است دخمه ي چهل دختر نيز مي توانسته دراصل اطاقكي بوده باشد كه از آن بعنوان جايگاه مقابر اسلامي استفاده مي شده واين فقط يك حدس واحتمال است . يكي از سردابه ها كه ورودي آن بازاست وپوشش ومعماري آن قابل بررسي است . ارتفاع آن نسبت به سطح عمومي حدوداٌ 1متر است ودرمقايسه با دخمه چهل دختر كه حدوداٍ ٌ 30/2 ارتفاع دارد بسياري كم ارتفاع مي باشد. پوشش سقف ازنوع قوس دار است كه تقريباٌ نيم بيضي وپنج اوهفت است هرچند كه برداشت ورسم فني نشده است وبراساس شكل وظاهر قضاوت صورت گرفته است وجود اين همه سردابه آن هم درقرن هفتم ه ق درزمانيكه حمله مغول امان وآسايش مردم را گرفته ودفن ونگهداري اموات به اين شكل محترمانه باآن بي نظمي حاكم برآن دوران جاي تامل وانديشه دارد ونياز به بررسي بيشتري است . واقع شدن بابا برمسير كارواني جاده قديم درمحل برخورد بيهق – خبوشان (قوچان ) اسفراين ونيشابور ممكن است جايگاهي براي قبوال اماني باشد كه كاروانيان اموات خود را تدفين ميكرده اند اما بي نظمي اوايل حمله مغول ؟ چون اين اثر مكمل خلاء اسناد تاريخي فرهنگي شمال شرق كشور بوده همچنين نزد عموم مردم محل مورد احترام درفهرست آثار ملي كشور به شماره 10899درتاريخ 2/11/82ثبت گرديده اين بنا از سطح دريا 1561متر ارتفاع داردوموقعيت جغرافيايي آن با سيستم GPSUTM عرض جغرافيايي 4062249و طول جغرافيايي 600371مي باشد.
چهار طاقي بابا لنگر ( آتشكده ) : اين چهار طاقي براي اولين بار توسط آقاي محمود بختياري شهري كارشناس باستان شناس و عضو هيئت علمي پژوهشكده باستان شناسي سازمان ميراث فرهنگي وصنايع دستي وگردشگري استان خراسان رضوي درپايان نامه ي كارشناسي ارشدوي منتشر شد وبه شماره 11773درفهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيد.
هدف پژوهش مجموعه ي تاريخي – مذهبي بابا لنگر است روش پژوهش تاريخي پيمايشي با
استفاده از مشاهده است يافته ها نشان مي دهد كه آثار باستاني منطقه سرولايت نيشابور ودره يام سبزوار داراي شاخص هاي معماري ويژه اي هستند وبا توجه به محوطه هاي باستاني موجود از سابقه كمي برخوردارند اين آثار شامل ابنيه ومحوطه هاي باستاني هستند درطيفي زماني از دوره تاريخي تا عصر حاضر وبخصوص قرون ميانه اسلامي قرار دارند .مجموعه بابا لنگر نيز كه درارتباط نزديك به آثار منطقه شكل گرفته متعلق به دوره ساساني دوبناي آرامگاه – حدود صد سردابه ي زيرزميني با معماري خاص يك كاروانسرا با زائر سرا يك حمام متعلق به دوره ايلخاني يك حوض انبار ويك دژ است . باتوجه به وحدت معماري اين آثار ووجود آتشكده مير مظفر در جوار اين مجموعه بايد آثار ياد شده را متاثر ازآن دانست علل موثر درايجاد اين كانون درابعادجغرافيايي وطبيعي واقليمي اوضاع سياسي اجتماعي وپيشينه تاريخي مذهبي قابل ملاحظه وبررسي هستند .اين اثر بر رفيعترين قله ي شرقي رشته كوه اثقلان واقع شده مصالح بنا از سنگ وملات آن ساروج است.
10-آرامگاه حاج بابا توكل : آرامگاه بابا حاج توكل سازه اي سنگي با مصالح بوم است بوم سنگ ها فاقد تراش هستند . ليكن فاصله ملات خور سنگها بند كشي شده است داخل فضا داراي اندود گچ است وتزئينات گچ كاري بصورت استامپي درآن ديده مي شود . نمونه ي اين تزئينات دربناي امامزاده سيرغان جوين موجود است همچنين دربناي اوليه امامزاده نوده انقلاب بوده است . بنا داراي سردابه است وضريحي چوبي درمركز آن قرار دارد.
11-آرامگاه مير مطهر: پيمون بنا تقريباٌ مستطيل شكل است .بنا داراي تعادل وتقارن وريتم درهندسه واجرا مي باشد سير كولاسيون نور وتهويه در بنا بوسيله درورودي وهورنو درسقف وبدنه بوده كه درحال حاضر هورنو مسدود است تمام فضاهاي پر بنا باربر هستند وپارتيشن بندي دراين فضا وجود ندارد.فضاي خالي شامل فضاي باز محلي كه اين بنا تعامل ارتباطي با فضاي ارگانيك اطراف برقرار مي كند از ضلع شمال شرقي است – فضاي نيمه باز - فضاي گنبد خانه وايوان ورودي است همچنين فضاي بسته طاقنماهايي نسبتاٌ كم عمق داخل گنبد خانه است اطاقي درضلع شمالي به بنا الحاق شده است كه تعادل بنا رابه هم زده بيرون بنا داراي طاقنماهاي كم عمق است . بنا به لحاظ سازه اي از گل وسنگ وآجر وگچ وآهك تشكيل شده است پي بندي بنا سنگي است وكرسي چيني آن با سنگ صورت گرفته بقيه سازه ازآجر است .پلان بنا قابل مقايسه با بناي چوبليك – حاج بابا توكل – ميرمطهر – گل گنبد درهمين بخش مي باشد. اين آرامگاه به دليل ارزشهاي معماري تاريخي وفرهنگي به شماره 10900درفهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است عرض جغرافيايي بنا 4062245طول جغرافيايي 600382وارتفاع از سطح دريا 1561متر مي باشد . باعنايت به اسلوب معماري قدمت بنا قرن 7ه ق تشخيص داده شده است .
12-يخچال سلطان آباد : پيمون (هندسه) دايره شكل مشخصات معماري قطر حدوداٌ 8متر داراي دو ورودي است يكي از ضلع شمالي يكي از جنوبي قطر دهانه 30/1 سانتي متر ضلع جنوبي وقطر دهانه ضلع شمالي 20/2 سانتي متر است . ارتفاع آن 8متر ومحيط آن 45متر مي باشد. نوع پوشش طاق ازنوع بستو است .مصالح آن خشت وگل است كه ازگل درايجاد عايق استفاده كرده اند . چاله يخ حدوداٌ 6متر بوده ديواره هاي سايه اندازه آن ازبين رفته است . باعنايت به اسلوب معماري وبررسي هاي ميداني قدمت بنا به دوره قاجاريه مي رسدوچون مكمل خلاء اسناد تاريخي شهر سلطان آباد است درفهرست آثار ملي كشور به شماره 11022ثبت شده است .درضلع جنوبي مكاني است كه ازآنجا ميريخ يخها را به چاله ي يخ مي آورده درضلع شمالي منتهي به اطاقكي مي شده كه درآنجا يخ ها را به فروش مي رسانده اند براي جلوگيري ازآب شدن يخ درفصل گرماچاهي داخل چاله ي يخ حفرميكرده اند كه زه ورطوبت چاله به درون آن هدايت مي شده است.
13-تپه ي قصر مشكان:
موقعيت طبيعي : طول جغرافيايي 9-58عرض جغرافيايي 32-36ارتفاع از سطح اثر 1212موقعيت فعلي 500متري شرق روستاي مشكان براساس مواد فرنگي لايه سطحي ريشه هاي حيات دراين محل به قرن 4تا9ه ق مي رسد.طول تقريبي 100متر عرض 80متر وارتفاع 6متر ازانهدام مواد ومصالح گل وخشت توده اي خاكي بوجود آورده كه چنانچه مقايسه اي با دژ علي تپه شود شايد بتوان گفت به هنگام متروك شدن دژ علي تپه اين محل رونق گرفته است قناتي درضلع جنوبي تپه موجود است كه ممكن است نشاني ازهسته ي اوليه شكل گيري زندگي باتوجه به قرار گيري اين تپه دردشت با آب قنات باشد.
14-چوبليك : اين بنا برروي پشته اي از سنگ طبيعي درجنوب شهر سلطان آباد قرار گرفته پلان بنا مستطيل شكل است ورودي بنا از ضلع شرقي و اصطلاحا رو به امام رضا ميباشد طول بنا 11متر عرض آن 8متر و دهانه ي پيشخوان ورودي 60/3سانتي متر دهانه ورودي به مقبره 20/1سانتي متر است داراي دو در گاهي در ضلع شمالي و جنوبي ميباشد كه در گاهي ضلع شمالي آن كاملا مسدود است سقف بنا از بين رفته در حال حاضر بنا حدودا 2متر از سطح عمومي محل ارتفاع دارد مصالح آن زا آجر و سنگ ،دهانه ورودي داراي طاق نعل در گاهي با آجر كاري رومي ميباشد با توجه به اسلوب معماري اين بنا مربوط به دوره قاجار يه است .
15-بقعه شاهزاده ابراهيم بن عباس بن علي :اين بنا از جمله ابنيه تاريخي دوره صفويه بوده كه به دليل عدم آگاهي مسئولين وقت از ارزش تاريخي بنا با تمام تزئينات آينه كاري ،كاشيكاري و به جهت استحكام بخشي بناي آن تخريب و با مصالح آجر گري ،سنگ و سيمان تجديد بنا ميشود اين بنا در مركز روستاي نوده انقلاب هر روزه پذيراي خيل مشتاقان و زائران اهل بيت عليهم السلام است كه با طي مسافت از راه دور و نزديك به جهت تبرك به اين بارگاه ملكوتي مشرف مي شوند اين بنا داراي امكانات جنبي مانند زائرسرا و سرويس هاي بهداشتي و فضاي سبز خوبي است .
16-دژعلي تپه :بر اساس مواد فرهنگي حاصله از بررسي شناسايي لايه سطحي ريشه هاي حيات در اين تپه به دوران تاريخي ميرسد و استمرار زندگي در آن تا قرن 6،7ه ق ادامه داشته سپس به دلايل نامعلوم احتمالا جنگ يا زلزله يا كم آبي و ... محل خالي از سكنه و متروك شده است كه محل چون مكمل خلا اسناد تاريخي فرهنگي منطقه خوشاب و شمال شرقي ايران است
17-حمام روستاي داراب :روستاي داراب از جمله روستاهاي كوهپايه اي محسوب ميشود كه به دليل پرهيز ار خطرات انساني و طبيعي ،بافت قديمي روستا بر كوه استوار شده است تراكم معماري در محل –كوچه هاي كم عرض تودر تو حكايت از اضطراب سياسي حاكم بردوران گذشته اين محل دارد در دل اين بافت بقاياي حمام خزينه اي شامل :بينه، سربينه ،گرمخانه و گلخن وجود دارد كه با تخليه آوار و استحكام بخشي ميتوان به آن كاربري مثل كتابخانه يا موضوع فرهنگي مورد نياز روستا داد اين بنا قابليت ثبت در فهرست آثار ملي دارد موقعيت خوب روستا مشرف به دشت و عبور رودخانه دائمي يام از ضلع شرقي روستا موقعيت خوبي براي گردشگري بوجود آورده است با عنايت به مواد و مصالح و فرم و نوع حمام قدمت بنا مربوط به اواخر دوره قاجاريه مي باشد
18-امامزاده جعفر روستاي چاهك :اين بنا از ابنيه ارزشمند دوره صفويه بوده كه مرحوم قرهخاني بهار آن را توصيف كرده است كه خلاصه اي از آن را مي آوريم بنايي است 8ضلعي كه در جبهه شمالي و جنوبي آن را الحاقات خشتي در برگرفته است بناي اصلي و اطاق مقبره برروي يك سكوي آجري بنا شده كه ايوان اصلي بنا بدانجا باز ميشود اين سكو 60/16متر طول دارد و 50/2متر عرض دارد در دوره قاجاريه داخل بنا راكلا سفيد كاري كرده و حاشيه ابتداي شروع گنبدرا با آيه وان يكاد كه زمينه لاجوردي رنگ نوشته شده مزين كرده اند در داخل بنا قطعه سنگي موجود است كه جاي پاي كودكي را با ظرافت خاصي در آن حكاكي كرده اند اين سنگ سياه رنگ امروز برديوار جانب غربي بناالصاق شده و گويا در اصل از محلي ديگر به اينجا آورد شده است و جاي پاي مزبور متعلق به امامزاده مدفون در اين بقعه است .
19-حمام چاهك :از جمله آثار تاريخي ارزشمند مربوط به دوره قاجاريه ميباشد كه برنامه ثبت اين اثر درفهرست آثار ملي به كميته ثبت استان خراسان رضوي اعلام شده است .
دژعنبرستان :درسال 1265قمري اين دژقابل استفاده بوده كه مردم را از خطرات حوادث حفظ مي كرده است كه آثار و بقاياي آن هنوز در روستا به جاي مانده است .
20-حمام عنبرستان :از جمله آثار تاريخي ارزشمند ديگر بخش است كه درخواست ثبت آن در فهرست آثار ملي صورت گرفته در اين بخش به دليل عدم انجام تكميل مطالعات باستان شناسي بسياري از روستاها بررسي نشده لذا به ناچار اين فضاها از جمله نقاط تاريك و ناشناخته شهرستان و بخش است كه به محض تامين اعتبار لازم مطالعات بررسي شناسايي و به تبع از آن ثبت آثار صورت خواهد گرفت .
21-پشته تاريخي رباط جز :از جمله آثار تاريخي ارزشمند خوشاب ،تپه تاريخي رباط جز است كه از انهدام سازه هاي خشتي و گلي و توده اي خاكي با مواد فرهنگي مربوط به قرون اوليه و مياني دوران اسلامي بوجود آورده اين پشته به سال 1377ميله گذاري شده و از قوانين حفظ ميراث فرهنگي برخورداراست چون اثر مكمل خلااسناد تاريخي فرهنگي است لذا پيشنهاد ثبت اثر در فهرست آثار ملي ايران داده شده است .
22-محوطه تاريخي برقبان :براساس مواد فرهنگي لايه ي سطحي ريشه هاي زندگي در اين محوطه به هزاره دوم قبل از ميلاد تا هزاره اول ميرسد و تاكنون كه مطالعات بررسي شناسايي باستان شناسي بخش اتمام نشده قديمي ترين حركت فرهنگي انساني در اين محل صورت گرفته است به دليل ارزشهاي تاريخي فرهنگي آن پيشنهاد ثبت در فهرست آثارملي شده است .


نوشته شده توسط مهتاب بلالی در 2:5 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1388/04/30

ششتمد :

شهر ششتمد به فاصله 30كيلومتر ي جنوب شهر سبزوار قرار دارد .


تاريخچه
بر اساس آخرين يافته هاي باستان شناختي متكي بر حركت فرهنگي انسانها پيشينه تاريخي بخش ششتمد به اوايل هزاره دوم ق .م مي رسد ، در دوران تاريخي ششتمد همچون ديگر قسمتهاي خراسان قسمتهاي خراسان قسمتي از بخشهاي بيست گانه هخامنشيان محسوب مي شده ،در دوزان ساساني يكي از ايالتهاي آن به دستور كيخسرونبيره كيكاوس طرح شهرستان سبزوار ماننند شكل يك لشكر طراحي ميشود و ربع زميج و خواشد چون ميمنه لشكر در اين طرح جاي ميگيرند ، ششتمد در سال 30هجري مانند ديگر بخشهاي بيهق قبول اسلام ميكند در تقسيمات سياسي حكومت طاهريان ششتمد جززميچ و زميج بخش چهارم از بخشهاي دوازده گانه ي بيهق بوده است . بسال 1369آقاي لباف گمانه اي در مخفيگاه واقع در شمال آرامگاه ابوالحسن بيهقي حفر نموده كه به آثاري از قرن دوم هجري برخورد نمود .

وجه تسميه
ششتمد يعني شش خوبي شامل : 1-آب گواراي مرغزار 2-نسيم با صفاي بهار درلاله زار 3-طبيعت زيبا در ريگزار 4- ككثرت فضلا و ادبا 5- مردم پرمهر و باصفا 6- شش قله قشنگ كشيده شده بر بلنداي سبزوار ،تمام اين ظرافت و زيبايي را حكيم بيهقي به زيباترين شكل ممكن در كتاب تاریخ بيهق ذكر كرده ،و طراحان آرامگاه آقايان جودت و سيحون تحت تاثير ملاكهاي ذيل طراحي كرده اند:عدد شش متاثر از بيانات حكيم و يا رن زندگي حكيم بيهقي (ششم ) پلان آرامگاه را شش ضلعي نماي آن را به شكل طاق جناقي شامل ش قسمت :هورنو ، تيزه ، شانه، كونال (شكرگاه ) پا كارقوس، ديوار و بامصالح بتون كه هر ضلع آن ازشش بتون و در هرطرف شش پله و سنگ مقبره شش وجه سقف داراي هورنوئي به شكل مثلث متساوي الاضلاع كه داخل آن به شش مثلث تقسيم شده وطراح با ظرافت تمام اين طاق رابر روي سكوي بتوني كه از سه قسمت تشكيل شده اجرا كرده است اين سه قسمت تحت تاثير تفكرات زرتشت پيغمبر اشاره بركردار نيك ،گفتار نيك، پندار نيك دارد پس شايد بتوان گفت :شش ششتمد باتمام شكوهش ظرافتش ،زيبا يش در آرامگاه حكيم متجلي گرديده است يكي ازقديميترين كتابهائي كه درباره ششتمد سخن به ميان آورده ، تاریخ بيهق است مولف كتاب با استفاده از منابعي كه دردست داشته در صص 38-36كتاب مذكور ميگويد :پس درخت سنجد كاشتند آنجا كه ششتمد است چون به بار آمد آنرا شسشتمد نام كردند سپس مي افزايد :مذ در لغت پهلوي بسيار گويند برغمذ و فريومذ و ششتمد و انجمذ در مسترقه اسفند مذ و درنام روزها همين در زبان فارسي گويند رذ و مذ ،رذ دانا و بخرد باشد .فردوسي گويد :
بسي انجمن ساخت با بخردان هشيوار و كارآزموده رذان
ومذ مدح بقاع و مواطن است و آن ايام زمين پاك خوش را مذ مي خوانند ورذ مدح مردم بود ، و مذ درزبان پهلوي بسيار درآيد از آنجا ئيكه مولف مذكور ميگويد درخت سنجد كشتند آنجا ششتمد است مي توان نتيجه گرفت در زمان تاليف كتاب تاریخ بيهق يا در دوره قبل از آن نام ششتمد همين ششتمد بوده سپس به دليل كشت درخت مذكور ششتمد به شسشتمد تبديل گرديده كه در اثر تطور و دگرگوني زبان حرف س از بين رفته و تبديل به لفظ اول ششتمد شده است يكي از تعابيري كه براي كلمه مد آورده اند به معني بالا آمدن يا برآمدگي مي باشد ،كوههاي جنوبي ششتمد داراي شش برآمدگي است ممكن است اين نام برگرفته شده از از مدهاي مذكور باشد براين منوال ششتمد در اصل شش تامد بوده كه در اثر تطور و دگرگوني الف آن افتاده تبديل به ششتمد شده است .

پيشينه اساطيري ششتمد
باكمي تامل برنامهاي اماكن بخش ششتمد ذهن انسان ناخودآگاه به افسانه هايي كه پدر ومادر بزرگان نقل ميكردند مي رود و به نامهاي آشنا كه پرده خوان در كوچه پس كوچه هاي گذر قديم سبزوار نقالي ميكردند. كومش به مدد روايت بند هشن فصل دوازده فقره 32-23اين كوه را مهر آمد به فرياد مي نامد و خبر از آوردگاه گشتاسب و ارجاسب ميدهد كه گشتاسب ارجاسب را شكست ميدهد ميگويد :به كار زار دين چون شكست برايرانيان رسيد كوه ميان دشت از كوهها بگسست ميان دشت فروافتاد و ايرانيان به ياري آن رهائي يافتند وآن را مهر آمد به فرياد بخوانند .در دوره اشكاني به نقل از رساله دانشگاه آزاد ايران بخش اشكانيان نام كومش ذكر گرديده است ، گروهي معتقدند كوه مش دگردگون شده كوه مس است كه مس فراوان در اين كوه ها بوده است .گروهي معتقدند نام اين كوهها ،كوه ميش است كه به دليل كثرت ميش در دوره اي كه اين محل داراي جنگل طبيعي بوده به اين نام مشهور شده است ، در حال حاضر بالاي رودخانه ي ششتمد را هنوز مردم كهنسال سرجنگل ميگويند ،گروهي كومش را قومس ميدانند ،در جنوب شرقي ششتمد روستايي است به نام سلم آباد كه درگويش محلي سولم آباد گويند اين نام تداعي كننده پهلوانيهاي سلم در دوران پيشدادي ست كي به زبان پهلوي يعني پادشاه كه جا پاي كيانيان را مي توان درنام روستاي كيذور و كيذقان ديد . ديوانخوي تداعي كننده نام خدايان در دوه اساطيري ست ديو مانند اهورا مزدا و خدا در قبل از اسلام نام يك جنس بوده يعن يك طبقه از جنس خدا و همين ديوان روزگاري مورد احترام مغ هاي زرتشتي نيز بوده اند .

موقعيت طبيعي
كوهستاني و نيمه خشك ارتفاعات جنوب شهر ششتمد ادامه چين خوردگيهاي آلپ مربوط به دوران سوم است ششتمد به فاصله 40كيلومتري گسل زلزله خيز سبزوار قرار دارد.


منابع :
ميراث فرهنگي ششتمد ؛ محمد عبدالله زاده ثاني

نوشته شده توسط مهتاب بلالی در 0:33 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1388/03/18

روداب

روداب

شهر رودآب با ارتفاع 1420متر از سطح آبهاي آزاد و با مختصات جغرافيايي 57درجه و 18دقيقه طول شرقي و 35درجه و 37دقيقه عرض شمالي در جنوب غرب شهرستان سبزوار مكان گزيني نموده است .بخش رودآب از شمال با بخشهاي مركزي ،داورزن ،از شرق با بخش مركزي و ششتمد از جنوب با شهرستان بردسكن و از غرب به شهرستان شاهرود محدود ميشود . بخش رودآب در شمال غرب استان خراسان به فاصله 45كيلومتر ي جنوب غرب شهر سبزوار و در فاصله 25كيلومتري جاده قديم سبزواربردسكن بردامنه كوههاي موسوم به كوه همايي و بهارستان و دشت فروغن نشسته است .

پيشينه تاريخي رودآب براساس كتاب تاریخ بيهق

ناحيه بيهق دردوره طاهريان به دوازده بخش تقسيم شده ، بخش پنجم به نام خواشد و وريان كه گروهي معتقدند (آريان )يعني از نژادآريائييها ست ،شامل: دارين ، برقن (بنقن ) ،ستاج (استاج ) ، باشين ،كاموند العليا و السفلي و سلماباد . بخش هشتم ربع ديوره كه آن را قري الجبل مي گفته اند وده هاي بسياري داشته شامل : ميلون (ملوند)،پرون (پروند)و رويين ،برآباد ،عبدلاملكي و ...
موقعيت استراتژيك رودآب در دوره پادشاهي ساسان سواي اينكه ساسان پسر بهمن ياساسان پسر باك باشد به نقل از مولف تاریخ بيهق اينگونه بوده است .
و اين ناحيت بنا نهاد برسم لشگر كه تعبيه كنند ،ربع جلين و آن حدود چون مقدمه لشگر بنهاد ،و ربع زميج (ششتمد ) و خواشد (رودآب ) چون ميمنه ، و ربع طبسي و آن حدود چون ميسره سبزوار تاخسروجرد چون قلب لشكر و از خسروجرد تا باسد آباد برشكل ساقه ي لشگر از اين باشد كه آن را پاي ناحيت خوانند .

پيشينه تاريخي رودآب بربنياد باستان شناسي

براساس آخرين يافته هاي باستان شناسي مبتني برحركت فرهنگي انسانها اولين استقرارهاي فرهنگي بخش رودآب در هزاره سوم قبل از ميلاد در پشته ي موسوم به ذوالفرخ شكل گرفته ،تداوم آن در هزاره دوم ق .م در پشته موسوم به گراب و درهزاره اول ق ،م در محوطه موسوم به بيدك و محوطه موسوم به سينه كلوت اوريان (آريان )تداوم دارد .
اين حركت فرهنگي دردوران تاريخي در تپه ي موسوم به پشته ي شوري اريان (آريان )مشهود است .دردوران اسلامي از قرون سوم و چهارم ه .ق محوطه هاي تاريخي موسوم به ،محوطه عبدالملكي ،محوطه ي دق صبري ،تپه كلوت كشف خط در تپه ي موسوم به كنارصنل جيرفت ؛ كهنترين مخترعين خط در تاریخ بشر شناخته شده اند.


ويژگيهاي طبيعي بخش رودآب

آب ،خاك و پوشش گياهي منناسب شرايط مطلوب زيستن را همواره دركوه ،دشت و كوير رودآب براي مردم مهيا نموده و در مواردي ،مردم اين شرايط را براي تداوم زندگي با عنايت به فن آوري روز بوجود آورده اند ،اين عناصر را صاحب نظران ،باستان شناسان ،مردم شناسان ،جامعه شناسان ،جغرافيدانان و....ويژگيهاي طبيعي نام گذاشته اند . كه نحوه استقرار سكونتگاهها و به ويژه شهر و دهستانهاد ارتباط تنگاتنگ بامحيط طبيعي است . ساختار و سيماي كالبدي بخش رودآب بربستر ديرينه اين ويژگيها استوار گرديده است .

زمين شناسي رودآب

مجموعه كوههاي جغتاي و داورزن درشمال و مجموعه ي كوههاي بهارستان ،كوه همايي ، پروند و كوه مش درجنوب سبزوار (شمال و جنوب شرق رودآب )جز يك واحد زمين شناسي محسوب شده كه به ايران مركزي منتهي ميشود طول كوههاي جنوبي تقريبا 90كيلومتر و عرض تقريبي آن 40كيلومتر از شرق به غرب كشيده شده است .بلندترين قله كوههاي جنوب شرق رودآب بنام قله شاهزا ده ابوالقاسم به ارتفاع 2875متر در ارتفاعات كوه استاج از توابع بخش رودآب مجاور بخش ششتمد قرار دارد ،در اين كوههامعادن ،گچ ،سرب، سنگ مرميت، سنگ لاشه، مس و اخيرا سيمان هم شناسائي گرديده است .

اقليم منطقه رودآب

منطقه سبزوار در تقسيمات اقليمي كشور جزو اقليم فلات مركزي و داراي آب و هواي نيمه بياباني دسته بندي شده است كه درزمستان نسبتا سرد و درتابستان نسبتا گرم وخشك است . ليكن موقعيت طبيعي دهستانهاي بخش رودآب متفاوت است دهستان خواشد و كوه همايي داراي آب و هواي كوهستاني و نيمه بياباني است و دهستان فروغن داراي آب و هواي بياباني ،دهستانهاي كوه هماي و خواشد با ارتفاع بيش از 2500متر از شهر سبزوار 1700متربالاتر است لذا از آب و هواي بهتري نسبت به سبزواربرخورداست .

منابع آب

تعداد 54حلقه چاه عميق ،14چشمه ،22رودخانه فصلي موسوم به كال ،يك رودخانه شور ،و 10رشته قنات ازجمله منابع آب زراعي و شرب شهر محسوب ميشود كه درمجموع 137مزرعه و 41كلاته و رامشروب ميسازند.

خاك

به شهادت تاریخ تمدنهاي كهن درمناطقي شكل گرفته است كه خاك مستعد و با الطبع اقتصاد كشاورزي مناسبي داشته اند ،جنس زمين ،نوع آب و هوا و پوشش گياهي در تشكيل و تكامل خاك تاثير بسزايي دارد .
وجود بقاياي جنگلهاي طبيعي در جنوب شرق رودآب حكايت از خاك غني اين منطقه به منظور بقا و رشد اينگونه درختان دارد ،در مقياس وسيع خاكهاي منطقه سبزوار جز خاكهاي رد ه آنتي سول و اريدي سول بوده و مي توان گفت نارس و فاقد هوموس گياهي ميباشد ،تراسهاي كالشور و نيز از خاكهاي فيلي سنگين تشكيل شده كه جز خاكهاي نمكدار و شور محسوب مي شود .

پوشش گياهي
 
اغلب رستني هاي منطقه گونه هاي شورپسند ميباشند و هرچه ارتفاع بيشترمي شود بر تعداد گونه هاي گياهي افزوده ميشود ،تنوع گياهي نسبتا زايد از شاخص ترين رستني ها دراين منطقه درمنه ،خارشتر ،گوي چراغي و ...ميتوان نام برد .


باد

ازمهمترين عوامل اقليمي كه برساختار كالبدي مجتمع هاي زيستي انسان تاثير ميگذارد و همواره جهت ايجاد آسايش از گذشته هاي دور مورد توجه بوده است جهت وزش بادهاي غالب است ،در طرح هاي شهري مطالعه و جهت وزش باد در گسترش ،توسعه،رشد و مكان يابي صنايع ،انتخاب جهت پنجره ها و ...صورت مي پذيرد .
بار عنايت به گلباد جهت و سرعت وزش باد منطقه سبزوار مبتني بر آمارهاي سال 72-1360ايستگاه هواشناسي سبزوار ،جهت وزش باد از سمت مشرق است پس از آن با شمال شرقي نسبت به ساير جها فراواني بيشتر دارد .بنابراين لزوم توجه به مطالعات باد و استفاده از آن در طرح ريزي ها و برنامه ريزيهاي سكونتگاه هاي منطقه از جمله شهر رودآب ضروري است . به همين اهميت جهت وزش باد در بررسي علل تخريب آثار تاريخي و روند روبه رشد اين آثار همراه با فرسايش نيازمند تحقيق جداگانه اي است .
منابع :
رودآب رويشي در كوير ؛محمد عبدالله زاده ثاني

نوشته شده توسط مهتاب بلالی در 1:46 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1388/02/20

آشنایی با شهر جغتای

جغتاي

شهر تاريخي وزيباي جغتاي در بلنداي جلگه جوين همچون نگين سبزي مي درخشد اين شهر با مساحت 4 كيلومت بالغ بر 7500 نفر جمعيت و حدود 50 اداره دولتي و غير دولتي ، موسسه عمومي و حقيقي دراين شهرفعاليت مي كند.
وضعيت كالبدي بافت قديم و جديد جغتاي بلايل رعايت اسلوب مهندسي و شهر سازي بسيار مطلوب و نماي خيابانها و ساختمانها و فضاي سبز آن چشم نواز مي باشد.
اين شهر بدليل وجود آب و هواي معتدل و باغهاي فراوان از نقاط ييلاقي منطقه بشمار مي آيد.
منطقه ي جغتاي در شمال غرب استان خراسان و در دامنه ي شمالي رشته كوه جغتاي قرار گرفته و از سطح دريا 1400 متر ارتفاع دارد.
این شهر يكي از بخشهاي هفتگانه شهرستان سبزوار مي باشد كه از شمال به شهرستان اسفراين ، از غرب به شهرستان جاجرم ، از جنوب به بخش داورزن ، از جنوب غربي به شهرستان شاهرود و از شرق به بخش جوين  و نقاب مرتبط مي شود.
بخش جغتاي با وسعت 5 / 2325 كيلومتر مربع داراي چهار دهستان به نامهاي پايين جوين ، ميان جوين ، دستوران و مركزي ( ابوچناري ) مي باشد و 43 روستا و بالغ بر 55000 نفر جمعيت دارد.
تبنا به قول مستوفي در نزهت القلوب ( 740 هـ . ق ) نام قديم جغتاي كه در دو كيلو متري جنوب شهر واقع است كارزي بوده است كه در اثر كثرت استعمال و تغيير و تحول واژگان به قارزي تبديل شده است و اكنون آثار آن وجود دارد .
در نحوه ايجاد و نامگذاري شهر جغتاي محققان و پژوهشگران اختلاف نظردارند ، برخي معتقدند پيدايش جغتاي ناشي از مهاجرت اولوس جغتاي از نواحي ماوراء النهر ( آسياي مركزي ) به محل كنوني بوده و در نتيجه نام اين محل را به نام جغتاي كه فرمانرواي اولوي بوده ناميده اند.
در قولي ديگر به جهت اينكه امير حاجي بيك برلاس كه از طايفه الوس جغتاي و عم امير تيمور بود به سال ( 763 هـ . ق ) در اين منطقه ( خداشاه ) كشته شد ، لذا تيمور براي انتقام از قاتلان عم خود به اين منطقه هجوم آورده و سرزمينهاي اين نواحي را به رسم سيور غال به منظور دلجويي به بازماندگان حاجي بيك اهداء ميكندودر نتيجه طايفه برلاسيان در منطقه جغتاي ( محل كنوني ) كه خوش آب وهوا ترين نقطه اين نواحي است سكني گزيده و جغتاي كنوني را بنا نهاده اند . از سوي ديگر برخي محققان معتقدند واژه جغتاي با كلمه جغتاي كه نام پسردوم چنگيزخان است هيچ ارتباط زباني ندارد . و كلمه جغتاي واژه ي تركي است و از دو كلمه جغ به معناي آبنوس و تاي كه تغيير شكل يافته ي آتي به معناي پرتاب كردن است تشكيل يافته ئ بر اثر تركيب اين دو واژه الف آن حذف شده و به صورت جغتاي دآمده كه در واقع به معناي پرتاب كردن چوب آبنوس مي باشد و اين اسم از آنجا ناشي مي شود كه چون شهر در محلي مرتفع قرار داشته و اهالي براي دفاع از شهر چوبها و الوارهاي آبنوس را كه بسيار سخت و محكم هستند به سوي مهاجمان پرتاب مي نمودند.
تاريخ جغتاي نشان مي دهد كه اين شهر بيش از 150 سال سابقه مركزيت و حاكم نشيني داشته و به عنوان مركز حكومت ولايت ثلاث ( جغتاي ، بام و صفي آباد و ميان آباد ) نقش عمده اي از نظر سياسي واجتماعي در منطقه داشته همچنين نماينده اي مستقل از شهر ستان سبزوار در مجلس شوراي ملي آن زمان داشته است.
در سال 1316 بخشداري جغتاي تاسيس شده و قلمرو ماموريت آن كل دشت جوين ( از ايستگاه بيهق در شرق تا حوالي روستاي امير آباد جاجرم در غرب ) بوده است . لازم به ذكر است طي دو مرحله در سال 1339 و 1346 شهرداري جغتاي تصويب مي شود ولي به علت نامعلومي هر بار از فعاليت باز مانده و تحقق نيافته است . بعد ازپيروزي انقلاب اسلامي و با پيگيريهاي مستمر اهالي و همت مسئولان دلسوز كشور جغتاي در سال 1363 به عنوان نقطه شهري شناخته شد و از همان تاريخ فعاليت خود را شروع نموده است.

آثار تاريخي و جاذبه هاي گردشگري شهرو منطقه جغتاي :

با توجه به موقعيت جغرافيايي و تاريخي شهر و منطقه جغتاي و اعتدال آب و هوا ي آن دذ فصول مختلف و وجود باغستانها و ييلاقهاي خوش آب و هوا در كوهستان و تفرجگاههاي زيبا و با صفا در جايجاي اين منطقه هر ساله تعداد زيادي مسافران و گردشگران از مناطق مختلف اين شهرو منطقه ديدن مي كنند.
برخي آثار ديدني و جاذبه هاي گردشگري اين منطقه عبارتند از :
1 ـ مجتمع فرهنگي وتفريحي شادي جوين : در شمال شهر جغتاي ( روستاي خدا شاه )
2 ـ سد كمايستان و تفرجگاه هاي حومه آن وبند تاريخي كمايستان
3 ـ مسجد قلعه قارزي جغتاي كه سنگ بناي آ“ به تاريخ 1045 ( هـ . ق ) در زمان شاه صفي صفوي گذاشته شده است.
4 ـ مسجد تاريخي روستاي خسرو شير جغتاي به شماره ثبت 2093
5 ـ معصوم زاده جغتاي منسوب به اولاد امام موسي بن جعفر(ع ) که در جوار باغستان هاي شهر واقع است.
6 ـ آرامگاه سلطان سيد احمد علوي : از اعقاب امام زين العابدين ( ع ) در روستايخداشاه جغتاي به شماره ثبت 4039 .
7 ـ آرامگاه سيد حسن غزنوي : در روستاي آزاد وار جغتاي به شماره ثبت 2065
8 ـ آرامگاه خواجه معين الدين جويني : در روستاي انداده جغتاي ( صاحب كتاب شعر نگارستان )
9 ـ آرامگاه شاهزاده اسماعيل : در دو كيلو متري جاده جغتاي
10 ـ آرامگاه امامزاده سيد حسن : در روستاي شفيع آباد جغتاي . 11 آرامگاه سلطان سيد عبد الله : در روستاي گَفت جغتاي 12 ـ قلعه كهنه در روستاي كهنه جغتاي 13 ـ قلعه شادمان 14 ـ ارگ شاهقلي 15 ـ ارگ نوجو 16 ـ آرامگاه امامزاده جزندر 17 ـ قلعه فراشيان 18 ـ تپه هاي باستاني بالغ بر 11 محوطه تاريخي 19 ـ غار جاورتن 20 ـ قلعه گر در رشته كوه جغتاي كه معروف به بام شهرستان سبزوار مي باشد. 21 ـ برج تاريخي روستاي ريواده عبدل آباد. 22 ـ قلعه قديمي جغتاي ( قارزي ) در دو كيلو متري جنوب شهر كه در بالاي تپه اي رفيع تحداث شده و از نظر موقعيت طبيعي و استحكامات نظامي ، همتاي آق قلعه ، قلعه مزينان ، و قلعه باشتين بوده و به گواهي تاريخ تنها قلعه اي است كه مهاجمان از تسخير آن ناتوان بوده اند.

مشاهير جغتاي

مشهر و منطقه جغتاي در طول تاريخ مامن بزرگان و انديشمندان و شاعران گرانقدر بوده و بزرگان و نام آوران زيادي را در عرصه علم و ادب و سياست پرورش داده است .
جغتاي در گذشته مركزولايت جوين بوده و بسياري از شخصيتهاي علمي و ادبي و سياسي يا پسوند جويني در تاريخ معروف هستند از جمله اند: شيخ ابو محمد عبدالله جويني : پدر امام الحرمين جويني از محدثان و مفسران بزرگ قرن پنجم كه در نيشابور مجلس مناظره و تعليم خاص داشته است. امام الحرمين : عبدالملك جويني ( امام الحرمين ، ضياء الدين ابو المعالي عبدالملك بن عبداله بن يوسف جويني ) كه از فقيهان برجسته و پيشوايانمعروف شافعيان و يكي از موسسان علم كلام بوده است وي 30 سال در نظاميه نيشابور به كار تد ريس و خطابه مشغول بود و همه روزه 300 نفر براي استفاده از درسهاي او در مجلس حاضر مي شده است . از شاگردان معروف وي ، غزالي دانشمند بزرگ اسلام و مسعود زور آبادي ازعلماي بزرگ خراسان مي باشد.
منتجب الدين جويني : معروف به بديع كاتب و مشهور به اتابك جويني از بزرگان شعر و ادب قرن ششم هجري بوده است.
بهاء الدين محمد بن علي جويني : خواهر زاده منتجب الدين بديع كاتب جويني و دبير وصاحب ديوان و انشاء سلطان سنجررو از اديبان و دانشوران زمان بحساب مي آمده است.
شمس الدين محمد صاحب ديوان : وي فرزند بهاء الدين محمدمي باشد و از جواني در دربار مغول بوده و از اعمال هلاكو خان بشمار مي رفت و در سال 661به وزارت هلاكو رسيد وي در نهايت بر اثر نهايت بر اثر سعايت معرضان به دست ارغون خان شربت شهادت نوشيد . خواجه شمس الدين يكي از بزرگان تاريخ ايران است كه از حيث تدبير و كارداني و رعيت پروري ودانش گستري مقامي همتراز خواجه نظام الملك طوسي را دارد . قنات صاحب آباد يكي از خدمات عمراني وي در جغتاي محسوب مي شود كه هنوز در بافت قديمي شهر ( نارنج قلعه ) جاري است .
فرزندان خواجه شمس الدين محمد صاحب ديوان : به نامهاي يحيي ، فرج الله ، مسعود ، اتباك ، بهاء الدين محمد ، شرف الدين هارون ( داماد المعتصم بالله ) هريك به نوبه خود از اديبان و دانشمندان زمانخود به شمار مي آمده اند .
عطاملك جويني : علاء الدين عطاملك جويني فرزند بهاء الدين محمد يكي از بزرگترين و والاترين مورخان دوره مغول ( قرن هفتم ) بوده ، وي بر اثر دانش فراوان و بينش درست در سلك خواص امير ارغون آقا در آمد وي در حدود 24 سال حكومت بغداد عراق و خوزستان

منبع:www.e-sabzevar.ir

نوشته شده توسط مهتاب بلالی در 9:17 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1388/01/11

تعيين سن افيوليت ملانژ ناحيه سبزوار :

تعيين سن افيوليت ملانژ ناحيه سبزوار بر اساس داده هاي فسيل شناسي و مقايسه آن با داده هاي راديومتري

نويسند‌گان:

[ محمد وحيدي نيا ] - گروه زمين شناسي دانشگاه فردوسي مشهد
[ علي اصغر آريايي ] - گروه زمين شناسي دانشگاه فردوسي مشهد

خلاصه مقاله:

افيوليت ملانژ ناحيه سبزوار يكي از مهمترين مناطق افيوليتي ايران است كه داراي وسعتي در حدود 2000 كيلومتر مربع بوده و داراي روند شرقي – غربي مي باشد.
منطقه مورد مطالعه در روستاي باغجر در 20 كيلومتري شمال شرق سبزوار قرار گرفته است. مجموعه افيوليتي در اين ناحيه از سنگهاي فوق بازي – بازي – حد واسط و نيز اسيدي تشكيل شده است. همراه با مجموعه يكسري سنگ آهك هاي پلاژيك به رنگ صورتي و نيز شيل هاي به رنگ قرمزي و سبز ديده مي شود. همبري بين آهكها و سنگهاي افيوليتي بصورت گسل خورده مي باشد.
بر اساس تعيين سنهايي كه در گذشته بروشهاي راديومتري (Rb/Sr , K/Ar) انجام شده در يك مرحله كونياسين و سپس كامپانين – ماستريشتين و در محدوده كوچكي سن ائوسن بدست آمده است.
از كل نمونه هاي برداشت شده تعداد 8 جنس و 17 گونه شناسايي شده و بر اساس تجمع فسيلي و رنج چارت زماني رسم شده پنج بيوزون اصلي شناسايي شده كه عبارتند از:
1: Globotruncana stuartiformis با سن كامپاين مياني
2: Globotruncana calcarata با سن كامپانين فوقاني
3:struarti, Falsostuarti Globotruncana با سن ماستريشتين زيرين
4: Globotruncana gansseri با سن ماستريشتين مياني
5: Abathomphalus mayaroensis با سن ماستريشتين فوقاني
بر اساس بيوزوناسيون و مجموعه فسيلي شناخته شده سن اين افيوليت ملانژ كامپاين مياني تامساتريشتين فوقاني تعيين شده است. در ضمن بر طبق مطالعه ميكروفاسيس هاي شناخته شده آهكهاي پلاژيك متعلق به فون آب عميق (D W F) بوده و در عمقي كمتر از (C C D) بر جاي گذاشته شده اند.



نوشته شده توسط مهتاب بلالی در 9:34 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/12/28

زمین شناسی ششتمد :

زمین شناسی ششتمد

 

ستره نقشه زمین شناسی 1:100000ششتمد در محدوده َ30 º 57 تا º 58 طول شرقی و َ30 º 35 تا º 36 عرض شمالی قرار دارد.

از مهمترین راههای ارتباطی منطقه جاده آسفالته سبزوار – ششتمد و جاده قدیم سبزوار – بردسکن نام برد.

 

زمین شناسی عمومی

تمامی واحدهای سنگی که در منطقه رخنمون دارند در شکل (1)

 

نمایش تصویر در سایز واقعی

دانلود تصویر با حجم  1.93Mb

 

مشخص شده است. شکل (2)

 

نمایش تصویر در سایز واقعی

دانلود تصویر با حجم  981Mb

 

پراکندگی سنگهای آذرین و شکل (3)

 

نمایش تصویر در سایز واقعی

دانلود تصویر با حجم  Kb305

 

پراکندگی سنگ آهک، مارن، دولومیت و ... را در محدوده ورقه زمین شناسی مورد نظر نشان می دهد.

پالئوزوئیک

رسوبات پالئوزوئیک در منطقه مورد مطالعه رخنمون ندارند و قدیمی ­ ترین واحد سنگی رخنمون یافته در محدوده ورقه ششتمد متعلق به کرتاسه زیرین (نئوکومین) است .

 

 

مزوزوئیک

•  کرتاسه

 

کرتاسه زیرین: رسوبات نئوکومین در سطح منطقه از گسترش بسیار محدودی برخوردار هستند و با توجه به سنگهای تشکیل دهنده ، این واحدها مورفولوژی ملایمی دارند. این رسوبات را می توان به سه واحد پیوسته و هم شیب مارنی، ولکانیکی - رسوبی و آ هکی تقسیم کرد. درحقیقت این واحد ها بصورت یک بلوک مجزای تکتونیکی دیده می شود بطوریکه حد تحتانی و فوقانی آن مشخص نیست .

کرتاسه فوقانی: این واحد سنگی در محدوده ورقه ششتمد رخنمون زیادی دارد. این مجموعه از یک سکانس ولکانیکی – رسوبی تشکیل شده است. بخش رسوبی آن شامل رسوبات دریایی نسبتاً عمیق آهکی است. قسمتهای ولکانیکی ان عمدتاً شامل توف است. دیگر واحدهای سنگی این بخش در حد آندزیت، داسیت، تراکی آندزیت و بعضاً آندزیت بازالت است.

 

سنوزوئیک

•  پالئوسن – ائوسن

 

در ضلع غربی مظفر اباد رخنمون کوچکی از طبقات مارنی سبز و قرمز ژیپس دار با میان لایه­هایی از آهک مشاهده می­شود که با واحد های اطراف خود ارتباطی گسله دارد. این واحد به لحاظ فسیلهای موجود به پالئوسن – ائوسن نسبت داده می شود .

واحد Em,s,1 : شامل تناوبی از مارن سبز با میان لایه­های ماسه سنگی، ماسه سنگ آهکی و گاهی آهک ماسه­ای تشکیل گردیده است .

 

•  ائوسن

رسوبات این مقطع زمانی در ورقه ششتمد از گسترش زیادی برخوردار است. به لحاظ شرایط زمین ساختی منطقه حد بالایی و پایینی آن به خوبی مشخص نیست.

واحد Es,c,m : به نظر میرسد که هسته انتی کلینال کمایستان قدیمی ترین واحد ائوسن مربوط به ورقه باشد. هسته این ساختمان شامل تناوب ماسه سنگ گریوکی، کنگلومرا، مارن سبز و روشن تا کرم می­باشد . حد زیرین آن برونزد ندارد.

واحد Em,s,1 : شامل آهک ضخیم لایه تا ماسیو سفید رنگ که در بخش زیرین خود با لایه­های مارنی سبز همراه است .

واحد Em,s,t : شامل ماسه سنگ توفی، توف و مارن است. در برخی نقاط چند متر کنگلومرا و ماسه سنگ در این واحد دیده می­شود .

واحد Em,s,c : مجموعه میکروکنگلومرا تا کنگلومرا با میان لایه­هایی از ماسه سنگ خاکستری تا سبز به همراه مارنهای سبز تشکیل شده است .

 

•  میوسن

رسوبات این مقطع زمانی عمدتاً در شمال ورقه گسترش دارد. ساختمانهای سنکلینالی دولت اباد و کاساب در این واحد ایجاد شده­اند. در نگاه اول عمدتاً از مارن گچ دار با میان لایه­های ماسه سنگی تشکیل شده است ولی در مقیاس دقیقتر می توان ان را به واحدهای کوچکتری به شرح زیرتقسیم کرد :

واحد M m,s : این واحد در شمال البلاغ دیده می­شود. بخش زیرین آن از 80 متر مارنهای قهوه­ای گچدار تشکیل شده و قسمت بالایی آن از 50 متر تناوب مارن سبز و قهوه­ای با ماسه سنگهایی به همین رنگ تشکیل شده است .

واحد M gm : این واحد حدود 200 متر ضخامت دارد و از مارنهای گچدار یکنواخت بوجد امده است و بندرت دارای میان لایه­های ماسه سنگی است .

واحد Mm,s,g : شامل تناوبی از مارنهای قرمز – قهوه­ای با ماسه سنگهای قرمز و لایه­های گچی می­باشد. ماسه سنگها عموماً آهکی و گریوکی می­یاشند. در بخش فوقانی این واحد تناوب مارن با کنگلومرایی را میتوان دید که قلوه­های آن ماسه سنگی و گریوکی هستند .

 

•  نئوژن فوقانی و پلیوسن

در نقاط مختلف و بطور پراکنده واحدهای تخریبی ومارنی را می توان به این مقطع زمانی نسبت داد. مارنهای نئوژن بطور پراکنده در شمال بجدن و شرق ششتمد رخنمون دارد . در شمال شرقی توده دیوریتی (غرب روستای گیفان) و در یک ارتباط گسله، کنگلومرایی حاوی قلوه­های ریز و درشت گرانیتی وجود دارد که به نئوژن تعلق دارد .

 

•  کواترنر

نهشته­های کم ضخامت و پراکنده­ای را در برخی نقاط می­توان به پلیئستوسن نسبت داد. از ان جمله بخشهای مارنی و کنگلومرایی در شمال و شمال شرق ورقه می­باشد. در ناحیه شمال ورقه گسترش کمی از ماسه­های بادی مشاهده می­شود.

 

ماگماتیسم

سنگهای اولترابازیک: این واحد سنگی با ترکیب هاربورژیتی درمحدوده ورقه ششتمد از گسترش بسیار محدودی برخوردار است و بصورت رخنمون­های پراکنده دیده می­شود . در نقاطی که برونزد دارد، اغلب ارتباط گسله با سنگهای اطراف دارد. این سنگها معمولاً و بویژه در گوشه جنوب شرقی ورقه، هر چند با ارتباط گسله، در کنار آهک­های صورتی رنگ پلاژیک کرتاسه فوقانی قرار گرفته­اند.

توده دیوریتی: ا ین توده در نیمه شمالی ورقه رخنمون دارد و از گسترش نسبتاً زیادی برخوردار است. توده مذکور از نگاه سنگ شناسی ناهمگن است و از سنگهایی با ترکیب مختلف تشکیل شده است. هیچ هاله حرارتی در اطراف ان مشاهده نشده است. با توجه به جای­گیری آن در بین واحد رسوبی- ولکانیکی کرتاسه فوقانی بنظر می­رسد که از لحاظ زمانی بتوان جایگاه ا نرا به کرتاسه فوقانی نسبت داد. ترکیب سنگ شناسی ان از مونزودیوریت تا دیوریت تغییر می­کند و بندرت دیوریت- گابرو دیده می­شود .

سنگهای میکروگرانیتی: ا ین واحدهای سنگی در دو نقطه (غرب دره سرخ زر) و گوشه جنوب شرقی در میان سنگهای توفی – ولکانیکی کرتاسه زیرین نفوذ کرده­اند و به ظاهر از یک وضعیت چینه­ای برخوردار است. لذا بنظر می رسد که همزمان با فعالیت­های ولکانیکی این مقطع زمانی در سنگهای یاد شده نیز نفوذ کرده­اند .

توده گرانیتی: این توده به گرانیت جنوب سبزوار معروف است و140 کیلومترمربع را در برمی­گیرد و در واحدهای کنگلومرایی و اهکی کرتاسه فوقانی- پالئوسن نفوذ کرده است. لذا می­توان آن را به بعد از پالئوسن نسبت داد. این فعالیت پلوتونیسمی در گوشه شمال غربی ورقه نیز مشهود است. ترکیب این توده تقریبا هموژن است و از گرانیت یکنواخت تشکیل شده، فقط در برخی نقاط ترکیب گرانودیوریتی از خود نشان می­دهد .

 

تکتونیک و زمین شناسی ساختمانی

ورقه ششتمد در زون سبزوار از زون ساختاری بزرگ ایران مرکزی، قرار دارد. در نگاهی وسیعتر این ناحیه بین دو گسل بزرگ درونه (در جنوب) و گسل بینالود (در شمال) واقع شده است. زون سبزوار از شمال با زون بینالود و از جنوب با زون بلوک لوت در ارتباط است. این ارتباطات تکتونیکی و گسله هستند. در جنوب ناحیه ششتمد، زون تکنار بصورت یک هورست گوه­ای شکل بین دو گسل درونه و تکنار قرار گرفته است. شکل ساختاری منطقه ششتمد بدون شک تحت تاثیر گسلهایی مانند درونه و تکنار قرار گرفته است.

 

گسل­های منطقه عمدتاً از نوع راندگی هستند و روند کلی آنها عموماً شرقی- غربی است (شکل 4 ).

 

نمایش تصویر در سایز واقعی

دانلود تصویر با حجم  Kb305

 

 

در نیمه شمالی ورقه ششتمد راندگی­ها از شمال به جنوب می­باشد و شیب آنها نیز اکثراً به سمت شمال است، ولی در نیمه جنوبی پدیده راندگی از جنوب به شمال و شیب گسلها عموماً به سمت جنوب می­باشد.

در سطح گسل تندوک، سنگهای اولترابازیکی بر روی مارنها رانده شده­اند. در شمال مظفراباد راندگی واحد بزرگ ولکانیکی – رسوبی را بر روی مارنهای ائوسن دیده می­شود که نشانگر گسلی است که به سمت غرب (ورقه دارین) امتداد دارد و حدوداً 15 کیلومتر از این راندگی در ورقه ششتمد قرار گرفته است. گسل راندگی دیگری نیز در جنوب روستای سبه واقع شده است که ملانژهای تکتونیکی و سنگهای رسوبی – ولکانیکی کرتاسه بالا از سمت جنوب به شمال بر روی مارنهای ائوسن رانده شده است. روند این گسل شمال شرق – جنوب غرب است و طول آن بیشتر از 10 کیلومتر می­باشد. عموماً گسلهای موجود در نیمه شمالی ورقه قدیمی­تر از گسلهای نیمه جنوبی هستند، ولی در مجموع زمان گسلش را به بعد از ائوسن نسبت می­دهند.

روند گسلهای نرمال منطقه، شرقی – غربی است که البته به صورت پراکنده دیده می­شوند. شیب این گسلها به سمت جنوب می­باشد.

جوانترین گسلهای منطقه گسلهای امتداد لغز می­باشد که روند آنها شمال شرق – جنوب غرب است و دارای حرکات چپ گرد هستند. البته گسلهای امتداد لغز با روند شمال غرب – جنوب شرق و عملکرد راست گرد نیز وجود دارد.

در منطقه مورد مطالعه ساختمانهای چین خورده اغلب از بین رفته­اند و به ندرت به چشم می­خورند که علت آن وجود گسلهای راندگی متعدد می­باشد. البته این مسئله بیشتر در بین واحدهای سنگی کرتاسه دیده می­شود. این واحدها عموماً شکسته و بر روی یکدیگر رانده شده­اند. این پدیده را در شمال مظفر آباد و نواحی سرخ زو می­توان به خوبی مشاهده کرد.

علیرغم این مسئله چندین ساختمان سنکلینالی و آنتی کلینالی بزرگ در ناحیه دیده می ­ شود که عبارتند از :

ناودیس دولت آباد: این ناودیس را در جنوب غربی ورقه می­توان دید. جنس این سنکلینال، کنگلومرای ضخیم لایه به سن میوسن می­باشد و محور آن شرقی – غربی است.

ناودیس آقامهدی : این سنکلینال از مجموعه رسوبات مارنی و ماسه سنگی نومولیت دار ائوسن میانی تشکیل شده است و در جنوب شرق ورقه با محور شرقی – غربی وبا زاویه میل یک سویه به سمت غرب دیده می­شود. سنکلینال آقا مهدی نا متقارن است، یعنی طبقات جنوبی شیب بیشتری نسبت به طبقات شمالی دارند.

ناودیس کاسکاب: این ساختمان از کنگلومرای ضخیم لایه میوسن تشکیل شده است و در مسیر جاده سبزوار- بردسکن در شرق ورقه قرار دارد و به سمت غرب، به تناوبی از ماسه سنگ و مارن و کنگلومرا تبدیل می­شود. محور این ناودیس نیز شرقی – غربی است.

تاقدیس کمایستان: این تاقدیس در نیمه جنوبی ورقه ششتمد با زاویه میل دو سویه و محوری قوس دار به سمت شمال رخنمون دارد. البته در ابتدا روند این ساختمان شرقی – غربی بوده ولی در اثر پدیده چین خوردگی ثانویه، محور تاقدیس دچار چین خوردگی شده است. رخنمونی که از آن دید می­شود متشکل از مارن و کنگلومرا و ماسه سنگهای ائوسن است.

 

منابع:

[ 1 ] جعفریان، م. ب.، جلالی، ع. ، نقشه زمين‏شناسى 100000 /1 ششتمد ، انتشارات سازمان زمين‏شناسى ايران.

 

[ 2 ] محمد حسن کریم پور و سعید سعادت، 1384، مطالعه و بررسی پتانسیلهای معدنی و تعیین اولویتهای اکتشافی با استفاده از داده­های ماهواره­ای، آلتراسیون، ژئوشیمی و ژئوفیزیک در محدوده ورقه ششتمد، مرکز تحقیقات ذخایر معدنی شرق ایران.

نوشته شده توسط مهتاب بلالی در 10:20 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1387/11/24

زمین شناسی سبزوار:

گستره نقشه زمین شناسی 1:100000 سبزوار در محدوده َ30 و˚57 تا ˚58 طول شرقی و ˚36 تا َ30 و˚36 عرض شمالی واقع شده است.

راه آهن تهران – مشهد و همچنین جاده­های تهران- مشهد، سبزوار- اسفراین و سبزوار- بردسکن از مهمترین راههای ارتباطی این ناحیه به شمار می‌روند.

 

زمین شناسی عمومی

به طور کلی واحدهای سنگی ورقه سبزوار را می‌توان در سه گروه بررسی نمود :

•  سنگهای دگرگونی

•  واحدهای سنگی نوار افیولیتی

•  واحدهای سنگی سنوزوئیک

بیشترین لیتولوژی تشکیل دهنده شامل سنگهای افیولیتی است که در واقع بخشی از نوار افیولیتی سبزوار با طول Km 200 است. این نوار با روند شمال غرب – جنوب شرق از شمال سبزوار عبور می‌کند و ارتفاعات آن منطقه را می‌سازد .

تمامی واحدهای سنگی که در منطقه رخنمون دارند درمشخص شده است. پراکندگی سنگهای آذرین و پراکندگی سنگ آهک، مارن، دولومیت و ... را در محدوده ورقه زمین شناسی مورد نظر نشان می دهد.

 

مزوزوئیک

•  کرتاسه

•  سنگهای دگرگونی: نفوذ سنگهای گرانیت و گرانودیوریتی به رنگ کرم تا خاکستری روشن و نیز فشارهای تکتونیکی باعث تغییراتی در سنگهای دگرگون شده شمال شرق ورقه شده است. درجه دگرگونی این سنگها از رخساره شیست سبز تا رخساره آمفیبولیت متغیر است. سنگهای دگرگونی ورقه سبزوار (شامل واحدهای mt1 ، mt2 ، am ، mb ، mtb.sch ) دو فاز دگرگونی را متحمل شده­اند. فاز نخست که با دگر شکلی همراه است، در حد رخساره آمفیبولیت و فاز دوم در حد رخساره شیست سبز اثر گذاشته است. علاوه بر اینها یک فاز حرارتی نیز موجب رشد سرسیت در این سنگهای دگرگونی شده است.

واحد mt1 : این واحد مجموعه سنگهای دگرگونی شامل مسکویت گنیس اپیدوت دار، گنیس آمفیبول دار، اپیدوت مسکویت کوارتز شیست، مسکویت اپیدوت آمفیبول شیست، آلبیت اپیدوت امفیبول شیست، کلریت اپیدوت کوارتز شیست و... با درون لایه­هایی از مرمر( mb ) است . این واحد در شمال ده کاشک رخنمون دارد.

واحد am : سنگهای این واحد معمولاً به رنگ سبز تیره دیده می‌شود و دگرگونی را همراه با دگرشکلی تحمل کرده است . این واحد در حاشیه توده نفوذی گرانیت قرار گرفته و در اثر دگرگونی برگشتی به سوی رخساره شیست سبز گرایش پیدا کرده است.

واحد mtb.sch : این واحد شامل گلوکوفان شیست است که در محدوده سنگهای دگرگونی شمال شرق ورقه و همراه با سنگهای اولترامافیک سرپانتینی شده رخنمون دارد.

واحد mt2 : سنگهای دگرگونی مرتبط با ردیف افیولیتی را تشکیل می‌دهد و شامل آمفیبولیت و آمفیبولیت- شیست است که در امتداد گسلهای تراستی رخنمون دارد.

•  واحدهای سنگی نوار افیولیتی :

واحد hz : این واحد دارای گسترش نسبتاً زیادی است و شامل هارزبورژیت غنی از برونزیت است. سنگهای صخره ساز این واحد ارتفاعات شمال سبزوار، بلندی­های شرق اسفراین و ارتفاعات مسیر جاده قدیم سبزوار – طبس را می‌سازد .

واحد du-hz : شامل مجموعه­ای از هارزبورژیت و دونیت است و در شمال شرق روستای سنگ سفید (شمال سبزوار) رخنمون دارد. سنگهای این واحد صخره ساز و ارتفاع ساز بوده و سرپانتینی شده­اند .

واحد du : شامل سنگهای دونیتی است و بهترین رخنمون آن در غرب ورقه سبزوار قابل مشاهده است.

واحد Sr : شامل سرپانتینیت­های به رنگ سبز روشن تا تیره است که در اثر سرپانتینی شدن سنگهای پریدوتیتی بوجود آمده­اند. این واحد را بیشتر می‌توان در امتداد گسلهای بزرگ مشاهده نمود .

واحد Kucum : شامل لرزولیت، لرزولیت سرپانتینی شده، اسپینل لرزولیت، ورلیت و پیروکسنیت است و در شمال قره قلی، دره سلیمانیه و بهترین برونزد آن در شرق ورقه (شمال دهنه مزرعه) و جنوب روستای خسرو رخنمون دارد.

واحد Kugbl : شامل گابروهای لایه­ای است که در بخشهای مرکزی تا شرقی ورقه سبزوار، به صورت صخره­ساز در شمال ده قره قلی (کوه سیاه سالار­)، دره سلیمانیه پیرامون دهنه مزرعه و چند نقطه دیگر رخنمون دارد .

واحد Kugb2 : شامل توده­های گابرویی و دیوریت گابرویی است و در شرق سنگ سفید و غرب دیواندر رخنمون دارد.

واحد Kumgb : این واحد رخنمون وسیعی در شرق ورقه سبزوار دارد و شامل میکرو گابرو و دیاباز است که البته به دلیل سوسوریتی و پرهنیتی شدن پلاژیوکلازها و اورالیتی شدن پیروکسن­ها آن را متادیاباز نامیده­اند .

واحد Kuplg : شامل پلاژیوگرانیت کرم تا خاکستری هولوکریستالین و گرانولار است که در شرق روستای سنگ سفید و غرب دره سلیمانیه رخنمون دارد. این واحد مجموعه افیولیتی را قطع کرده و جایگزینی آنها در داخل افیولیت­ها درارتباط با عملکرد گسل­ها است .

واحد Kud : شامل یک مجموعه دایک منظم (دایک ورقه­ای) است که احتمالاً نتیجه تزریق ممتد مذاب بازالتی در طول زون گسترش است. این واحد گسترش بسیار اندکی دارد و تنها در جنوب روستای افچنگ (شمال غرب ورقه سبزوار) رخنمون دارد .

واحد Kuvp : شامل گدازه ­ های بالشی است که بزرگترین رخنمون آن را می‌توان در جنوب روستای درفک پایین (شمال ورقه سبزوار) مشاهده نمود.

واحد R : شامل رودنگیت می‌باشد وحاصل آلتراسیون توده میکروگابرو و دیابازی ( Kum-gb ) در شرق ورقه سبزوار است .

واحد Kuspb : این واحد شامل آندزیت بازالت و اسپیلیت بازالت خاکستری تیره تا سبز است و بیشتر در شرق روستای قز، شمال سلیمانیه، و کوه اوشادره رخنمون دارد.

واحد Kuspk : شامل تراکی آندزیت سبز تا خاکستری، تراکیت (اسپیلیت - کراتوفیر) با درون لایه­هایی از توف، افقهای برش اسپیلیتی و اسپیلیت است. رخنمون­های این احد بیشتر در شمال نقشه، شمال روستای علیک، غرب روستای انبارستان و جنوب شرق روستای افچنگ است .

واحدهای Kuvl و Kvl : سنگهای این واحد شامل گدازه­های بالشی، هیالوکلاستیک، هیالوکلاستیک پیلو دار، برشهای هیالوکلاستیکی و توف به همراه درون لایه­هایی از آهک­های پلاژیک است. توده Kvl در جنوب شرق نقشه ودر غرب روستای چشمه آوش تحت تأثیر دگرگونی مجاورتی قرار گرفته است . واحدهای مذکور گسترش بسیار وسیعی بویژه در نیمه شمالی ورقه مورد مطالعه دارند.

واحد Kuvtbr : سنگهای در برگیرنده، مجموعه­ای از سنگهای آتشفشانی اپی کلاستیک و پیروکلاستیک ( توف، توف برشی)، چرت وبه احتمال زیاد رادیولاریت است . این واحد در جنوب دیواندار و در شمال غرب سبزوار رخنمون دارد.

واحد Kush : یک مجموعه آتشفشانی رسوبی است که به طور وسیعی اطراف روستای افچنگ قرار گرفته و شامل مجموعه­ای از شیل سیلتی نازک لایه، توف برشی و بین لایه­های سنگهای آتشفشانی با ترکیب آندزیت پورفیری و آندزی بازالت زیر دریایی است که گاهی توسط توده نفوذی md قطع شده است .

واحد Ks : شامل کنگلومرا و ماسه سنگ خاکستری و شیل ماسه­ای است که به صورت محدود در شمال غرب ورقه سبزوار برونزد دارد.

واحد Klpa : شامل سنگ آهکهای کرم تا صورتی فسیل دار است که با روند کلی شمال غرب، جنوب شرق بلندی­های اطراف روستای سنگ سفید و ارتفاعات جنوب طبس، جنوب افچنگ، شمال قز، شمال بلاش آباد، شمال دره سلیمانیه ... را می‌سازند .

آمیزه­های تکتونیکی:

واحد tm1 : شمال ارتفاعات کوه سیاه و شمال روستای کشک (شمال شرق ورقه سبزوار) قرار دارد و عضوهای مخلوط شده آن شامل مجموعه­ای از سنگهای میکرو گابرو، دیابازو سرپانتینیت است.

واحد tm2 : در جنوب و جنوب شرق کراب، شمال جاده سبزوار- باغجر و اطراف روستای بلاش آباد برونزد دارد و عضوهای مخلوط شده آن شامل اجزای افیولیتی به اضافه آهک پلاژیک است .

واحد tm3 : در چند کیلومتری جنوب ده بید و در پیرامون جاده سبزوار- اسفراین رخنمون دارد و عضوهای مخلوط شده آن شامل سنگهای افیولیتی و سنگهای رسوبی ائوسن میانی است .

سنوزوئیک

•  ائوسن

واحد E11 : شامل کنگلومرای پلی ژنتیک به رنگ قرمز قهوه­ای است. وجود این کنگلومرا بیانگر شروع سیکل آتشفشانی – رسوبی بعد از بسته شدن دریای کرتاسه است. این واحد در مسیر جاده سبزوار – اسفراین و غرب روستای افچنگ رخنمون دارد .

واحد E2l : شامل کنگلومرای ولکانیکی است بطوریکه قطعات گرد شده و نیمه گرد شده این واحد در داخل سیمانی از جنس توف و خاکستر قرار گرفته است . رخنمون­های این واحد را می‌توان در مسیر جاده سبزوار – اسفراین (شمال غرب افچنگ)، اطراف روستای بازغند و شمال روستای عنبرستان مشاهده نمود.

واحد E3l : این واحد از برشهای هیالوکلاستیک با ترکیب آندزی بازالت، آندزیت پورفیری، پیروکسن تراکی آندزیت و به رنگ خاکستری تشکیل شده است. در این واحد علاوه بر ‌لاوای بالشی، دایکهای تغذیه کننده­ای مشاهده می‌شود که ترکیبی مشابه با خود این واحد سنگی دارند . رخنمون واحد را در شمال نقشه می‌توان مشاهده نمود. در بخشهایی از این واحد (شمال غرب روستای افچنگ) افق رنگ روشنی از برش حاوی قطعات ایگنمبریت، توف برشی پامیس دار و تراکی آندزیت ( Ebr ) قابل مشاهده است که گسترش محدودی دارد.

واحد E4l : این واحد در شمال نقشه در بخش تحتانی خود از لاواهایی با ترکیب تراکی داسیت تا تراکی آندزیت و در بخش فوقانی از لاواهای با ترکیب تراکی آندزیت پورفیری قرمز رنگ تشکیل شده است .

واحد E4l : شامل سنگ آهک ریفی نومولیت دار و توفهای نازک لایه با تداخلهایی از آهکهای ماسه­ای نومولیت دار است که در جنوب شرق ورقه سبزوار رخنمون دارند.

واحد E5l : شامل تناوبی از بازالت آندزیتی، الیوین آلکالی بازالت و توف برشی است . رخنمون این واحد در شمال روستای چشمه آوش (جنوب شرق نقشه)، در شرق و غرب روستای نوده هان و غرب روستای خوشاب (شمال شرق نقشه) قابل مشاهده است.

واحد E6l : این واحد تناوبی از توف آندزیتی و برشهای تراکی آندزیتی به رنگ خاکستری است. رخنمون­های کوچکی در شرق و جنوب شرق روستای داش خانه (شمال شرق ورقه سبزوار) از این واحد وجود دارد.

واحد E3l و E2l : شامل سنگهای بازالتی است و در جنوب شرق نقشه رخنمون دارد.

واحدهای Eml ، Ecs ، Ecrm : شامل مارن­های سبز، کنگلومرا و درون لایه­هایی از ماسه سنگ است . رخنمون­ کوچکی از این واحد­ را می‌توان در جنوب غرب ورقه سبزوار مشاهده نمود.

واحد Mmcl : در جنوب رشته کوه سبزوار در شمال شهر سبزوار برجستگی­های کشیده­ای با روند شرقی – غربی به چشم می‌خورند که شامل تناوبی از کنگلومرا، ماسه سنگ و مارن به رنگ کرم تا قهوه ای روشن است .

واحد Mm : این واحد رخنمون کوچکی در جنوب غرب نقشه دارد و شامل تناوبی از سنگهای شیلی و مارنهای گچ دار است.

واحد Plc : شامل کنگلومرای کرم تا قهوه­ای با سیمان کربناته و مارنی است . این واحد گسترش نسبتاً وسیعی دارد.

واحد PLQ1 : یک واحد کنگلومرایی به رنگ خاکستری تا خاکستری تیره است که متحمل چین خوردگی شده و رخنمون­های کوچکی از این واحد را در جنوب غرب نقشه و در شمال غرب روستای چاهک می‌توان مشاهده نمود.

واحد Qvpl : واحدی بازالتی است و در غرب کوهستان چشمه آوش دیده می‌شود.

•  کواترنری

رسوبات کواترنری قسمت اعظم ورقه سبزوار را می‌پوشانند و به سه صورت قابل مشاهده هستند :

•  نهشته­های کنگلومرایی

•  نهشته­های آبرفتی متخلخل با عناصر غیر هوازده و سیمان بسیار ضعیف که در دامنه کوهها و همچنین در زمینهای پست و بستر رودخانه­ها دیده می‌شوند.

•  نهشته­های واریزه­ای که بر روی برخی از دامنه­ها و نیز در داخل حوضه­های کوچک گسترش دارند.

 

ماگماتیسم

در اواخر مزوزوئیک و اوایل ترشیری بدلیل عملکرد فازهای ماگمائی گوناگون، سنگهایی با ترکیب گرانیت، دیوریت گابرو، تونالیت، کوارتز دیوریت و گرانیت واحدهای سنگی منطقه را بریده­اند .

1- توده­های نفوذی گرانیت گنایس ( (g-gn :

این واحد سنگی به شکل توده­های کوچکی به رنگ کرم و گاهی کرم تا خاکستری روشن با ترکیب گرانیت تا گرانودیوریت کمی گنیسی شده و با بافت گرانولار در شمال شرقی ورقه رخنمون دارد. مجموعه سنگهای گرانیت گنایس و دایکهای دیابازی آن حداقل تحت تاثیر یک فاز دگرگونی دینامیک قرار گرفته و همین پدیده موجب جهت یافتگی بافت گرانیت و از بین رفتن بافت اولیه دایکهای دیابازی شده است. مشاهده نشدن آثار سرد شدگی و همچنین وجود اپیدوتهای درشت بلور و مسکویت در مرز بین گرانیت و دیاباز بیانگر وقوع پدیده متاسوماتیزم و تاثیر همزمان یک پدیده دگرگونی در هر دو بخش است. در مورد سن توده­های کوچک گرانیتی و گرانیت گنایسی، جز اینکه گرانیتهای مزبور قطع کننده سنگهای دگرگونه سلطان آباد و شاید افیولیتهای آن زون باشد تاکنون شاهد دیگری بدست نیامده است، ولیکن این سنگها بطور مسلم در یک فاز دگرگونی همراه با سنگهای متامورف وجود داشته­اند

2- توده­های نفوذی گابرویی – دیوریتی ( (Kgb2u :

یک سری توده­های دیوریت گابرو تا دیوریت متوسط دانه به رنگ ظاهری خاکستری در یرخی نقاط (از جمله امتداد گسل بید- طبس - برقبان) رخنمون دارند. سن آنها کرتاسه پسین (فاز لارامید) و شاید جوانتر ارزیابی می­شود .

3- توده­های نفوذی مونزودیوریتی - کوارتز دیوریتی (md) :

این توده­های نفوذی هولو کریستالین و متوسط بلور به رنگ خاکستری، در منطقه کوهستانی چشمه آوش، حوالی روستای باغجر(شرق نقشه)، غرب روستای دیواندر و جنوب روستای افچنگ (غرب منطقه) رخنمون دارند.

بافت این سنگها گرانولار بوده و ترکیب کانی شناختی آنها شامل آندزیت (بطور جزئی تجزیه شده به سرسیت)، فلدسپات آلکالن، کوارتز بی شکل، هورنبلند (تجزیه شده به کلریت و کربنات) ، بیوتیت (تجزیه شده به کلریت)، کانیهای کدر و آپاتیت است. سن این توده­ها بطور مسلم پس از ائوسن میانی و احتمالا مربوط به فازهای هم ارز الیگوسن (فاز پیرنئن) است. دگرگونی مجاورتی خفیفی در سنگهای دربرگیرنده توده­های یاد شده بوقوع پیوسته است .

4- گرانیت : (g)

توده هولوکریستالین مزبور به شکل یک نوار کشیده، به رنگ سفید متمایل به کرم تا خاکستری و با امتداد شرقی – غربی در شمال جاده سبزوار – باغجر رخنمون دارد. نفوذ محلولهای هیدروترمالی این توده گرانیتی در سنگهای آتشفشانی حفره دار کرتاسه موجب پدید آمدن آلتراسیون وسیع سیلیسی و هماتیتی و گاهی آلونیتی و نیز تغییر رنگ این سنگها شده است . سنگهای گرانیتی، قطع کننده سنگهای آتشفشانی کرتاسه و همچنین توده نفوذی مونزونیتی است و سن آنها احتمالا بعد از ائوسن (الیگوسن) می­باشد. توده گرانیتی میان شباش تا غرب ده باغجر مجموعه­ای پلی فاز از چند نوع سنگ آذرین درونی است که مونزو دیوریت­ها و دیوریت گابروها را در این روند بریده است.

5- داسیت (da) :

سنگهای نیمه ژرف داسیتی به رنگهای کرم، کرم متمایل به زرد و قهوه­ای، بخشی از جوانترین فعالیتهای آذرین ورقه سبزوارهستند و در امتداد گسله­های بزرگ با روند غرب- شمال غرب ، شرق- جنوب شرق و همچنین در محل برخورد دو سیستم گسله رخنمون دارند. این سنگها به سه شکل گنبد ، پلاگ و دایک کلیه سنگهای کهن تر منطقه اعم از سنگهای افیولیتی، سنگهای آتشفشانی کرتاسه و ائوسن را در شمال و جنوب رشته کوه سبزوار بریده­اند و حضور گسترده آنها در بخش شمالی ورقه گویای یک خط درز مهم و قابل بررسی در این ناحیه است. بنظر می­رسد که سنگهای نیمه ژرف داسیتی به لحاظ سنی، جوانتر از میوسن و قدیم تر از پلیوسن باشند، زیرا کنگلومرای پلیوسن در حواشی ده بید بطور دگرشیب بر روی این داسیتها قرار گرفته است .

 

تکتونیک و زمین شناسی ساختمانی

آمیزه‌های افیولیتی منطقه سبزوار از شاخص‌ترین مجموعه های افیولیتی ایران است که در داخل یک منطقه پشت قوس و نزدیک به یک دراز گودال در حال فرورانش بوجود آمده‌اند . از دید زمین شناسی ساختمانی، افیولیت­های سبزوار از چندین ورقه راندگی از نوع صفحات فلسی تشکیل شده­اند. این گسلها در واقع گسلهای اصلی منطقه می‌باشند و حد بین واحدهای لیتولوژیکی را در اغلب موارد تشکیل می‌دهند. روند گسلهای تراستی غرب- شمال غرب ، شرق - جنوب شرق و جهت راندگی­ها عموماً به سوی جنوب جنوب غرب است. بطور محلی در بخشی از جنوب غرب رشته کوه سبزوار تغییری نمادین در روند راندگی­ها دیده می‌شود.

در پایان ائوسن و آغاز الیگوسن یک سری حرکات زمین ساختی، سبب توقف رسوبگذاری و ظهور ماگماتیسم توده­های نفوذی مونزونیتی و گرانیتی در سنگهای ائوسن و کهن­تر شده است که قابل مقایسه با فاز پیرنئن در اروپا می‌باشد و با آنچه سبب ایجاد رشته کوههای البرزو بینالود شده هماهنگی دارد.

واحدهای سنگی پلیوسن بطور دگر شیب بر روی سنگهای میوسن قرار می‌گیرند. دگرشیبی بین واحدهای میوسن و پلیوسن احتمالاً در اثر رویداد زمین ساختی آتیکن حاصل شده است. گسلهای اصلی راندگی موجود در ورقه سبزوار شامل موارد زیر است:

•  گسله باغجر- قره قلی با شیبی در حدود ˚ 50 تا ˚ 55 به سوی شمال که واحدهای سنگی سرپانتینیت، دیاباز، سنگ آهک ماستریشتین و کنگلومرای پلیوسن را قطع میکند.

•  گسله مزرعه دهنه که یک شاخه فرعی از گسله باغجر - قره قلی بوده و شیبی در حدود ˚ 30 تا ˚ 35 به سوی شمال دارد.

•  گسله باغجر– سلیمانیه یکی شاخه­های اصلی گسله باغجر- قره قلی با شیبی در حدود ˚ 50 به سوی شمال و شمال غرب است. این گسل در شرق عشرت آباد ناپدید می‌شود.

•  گسله سنگ سفید- بلاش آباد (از شاخه های فرعی گسله اصلی قز- سلطانیه) شیب آن به سوی جنوب است.

•  گسله قز- سلطانیه با شیبی در حدود ˚ 45 تا ˚ 50 به سوی شمال

•  گسله علیک دارای شیب متغیر ˚ 25 تا ˚ 75 به سوی شمال است. حد شرقی گسله مزبور به یک شاخه از گسله عنبرستان – افچنگ می‌رسد و این دو به یک گسله با روند شمال غرب – جنوب شرق محدود می‌گردند. حد غربی آن نیز پس از قطع مسیر جاده قز – افچنگ به گسله عنبرستان می‌پیوندند.

•  گسله بابا افچنگی (شاخه فرعی گسله عنبرستان – افچنگ) با امتداد تقریبی شرق جنوب شرق – غرب شمال غرب و شیبی در حدود ˚ 40 به سوی شمال شمال شرقی است.

•  گسله عنبرستان – افچنگ (شاخه ای از گسله بزرگ بید- طبس- برقبان) با روند تقریبی شرقی- غربی و شیب حدود ˚ 45 تا ˚ 55 به سوی شمال که از غرب وارد ورقه باشتین می‌گردد و در راستای گسله راندگی نیستان ادامه می‌یابد.

•  گسله افچنگ (یکی دیگر از شاخه های فرعی گسله بید- طبس- برقبان) که در راستای آن آهکهای پلاژیک، دایکهای صفحه ای، واحد E1 ، سنگهای آتشفشانی کرتاسه و لکه ­ هایی از واحد Sr برونزد پیدا می‌کند.

•  گسله بید- طبس- برقبان با شیبی در حدود ˚ 60 تا ˚ 70 به سوی شمال و راستای تقریباً شرقی-غربی است. گسل مزبور از غرب ورقه سبزوار به گسله راندگی جلمبادان و از شرق نیز وارد ورقه سلطان آباد می‌شود.

چین­های وابسته به گسل: در امتداد صفحات راندگی گفته شده چین­های فراوانی مشاهده می‌شود. بسیاری از چین­ها به سیستم گسلش فشاری وابسته­اند. این چین­ها اصولاً نامتقارن هستند و در بسیاری از موارد یک یال آنها توسط گسل بریده شده است. محور عمومی ‌این چین خوردگی­ها غالباً به موازات امتداد گسلهای راندگی است. در منطقه شمال سنگ سفید، شمال سلیمانیه، شرق سیاه کوه و حواشی ده قز چین­هایی از این نوع را در سنگهای آهکی پلاژیک می‌توان مشاهده کرد .

 

منابع :

[1] ج- مجیدی، نقشه زمین شناسی 100000/1 سبزوار، انتشارات سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور

 

[ 2 ] محمد حسن کریم پور و سعید سعادت، 1385، مطالعه و بررسی پتانسیلهای معدنی و تعیین اولویتهای اکتشافی با استفاده از داده­های ماهواره­ای، آلتراسیون، ژئوشیمی و ژئوفیزیک در محدوده ورقه سبزوار، مرکز تحقیقات ذخایر معدنی شرق ایران.

 

نوشته شده توسط مهتاب بلالی در 2:1 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1387/10/15

چرا سراب پدید می آید؟ :

اغلب در جاده‌های آسفالته مستقیم یا در بیابانها ، منظره آب یا برکه‌ای دیده می‌شود، که وقتی بسوی آن حرکت می‌کنیم، آن هم با همان سرعت و در همان جهت پیش می‌رود، یا وقتی نزدیکش می‌شویم، از نظر محو می‌گردد. این منظره سراب است. سراب یک فریب طبیعت است که در شرایط معین جوی چشم ما را دچار خطای دید می‌کند.

چرا سراب پدید می آید؟
 
اصل و ریشه این پدیده را باید در شیوه حرکت نور در محیطهای مختلف و به تبع آن پدیده شکست و انکسار نور بررسی کرد. پرتوهای نور در عبور از محیطهایی با غلظتهای متفاوت تغییر جهت داده و به عبارتی می‌شکنند، مثل عبور نور از هوا به آب و یا از هوای گرمتر به هوای سردتر و علت هم به تغییر سرعت نور در محیطهای متفاوت بر می‌گردد.

در روزهای گرم ، پرتوهای خورشید که به سطح زمین می‌رسند، آن را گرم می‌کنند. لایه‌های هوایی که نزدیک سطح زمین قرار دارند، نسبت به لایه‌های بالایی ، گرمتر و در نتیجه رقیقتر می‌شوند. حال پرتوهای خورشید برای رسیدن به سطح زمین باید از محیط غلیظ وارد محیط رقیق شوند، لذا پرتوهای شکست مربوط به آنها از خط عمود دورتر می‌شوند. زمانی که پرتوهای تابشی خورشید به زاویه حد می‌رسند. دیگر وارد لایه رقیق نخواهند شد. در نتیجه بازتابش داخلی کلی رخ داده و این پرتوها به سمت بالا بر می‌گردند.

پرتوهای بازتابی ضمن برخورد با ذرات هوا ، رنگ آبی را بیش از سایر رنگها پراکنده کرده و موجب می‌شوند، که ناظر رنگ آبی را روی سطح زمین ببیند. و تصور کند که آنجا برکه‌ای وجود دارد. به بیان ساده‌تر لایه هوا مانند آینه عمل کرده و آسمان را در خود منعکس می‌کند و آن را به شکل برکه آبی در برابر دیدگان ما هویدا می‌سازد. در این هنگام است که با یک سراب روبرو می‌شویم. در زمینهایی که بطرف بالا شیب دارند، پرتوهای بازتابی بیشتری به ما می‌رسد و احتمال رؤیت سراب افزایش می‌یابد.
 

نوشته شده توسط مهتاب بلالی در 1:14 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 1387/09/23

موقعیت جغرافیایی ایران:

ایران در نیمکره شمالی بین 25 تا 40 درجه عرض شمالی از خط استوا و بین 44 و 5/63 درجه طول شرقی از نیمروز گرینویچ واقع شده است که این موقعیت بیانگر آن است که ایران در منطقه­ی معتدله قرار دارد.
از این رو ایران در این عرض جغرافیایی، فاقد آب و هوای سرد است که معمولا در عرض­های بلند وجود دارد و اگر در بعضی نقاط هوای زمستانی بسیار سرد است، بیشتر به سبب ارتفاع زیاد از سطح دریاست نه عرض جغرافیایی.

ایران از دو سوی شمال و جنوب به دریا دسترسی دارد. از سوی شمال، ایران با دریاچه­ی مازندران (کاسپین) مجاور است. مجاورت با دریای مازندران از نظر آب و هوایی موجب شده که استان­های ساحلیِ این کشور، مثل گیلان و مازندران و گلستان که بین کوهستان­های البرز از یک طرف و دریا از طرف دیگر محصور شده‌اند، کاملا زیر تأثیر و نفوذ بادهای مرطوب این دریا قرار گیرند و میزان رطوبت زیاد، به ویژه وجود باران درفصل تابستان، در رشد پوشش گیاهی و ایجاد مناطق جنگلی موثر افتد.

دسترسی به خلیج فارس و دریای عمان از نظر اتصال و ارتباط این کشور با کلیه­ی کشورهای جهان از طریق آب­های آزاد، بسیار مهم و قابل توجه است، اگرچه از نظر آب و هوایی، به علت گرما و رطوبت زیاد تابستانی محیط گرم و مرطوبی در فصل تابستان به وجود می‌آورد.

از سوی دیگر، ایران در جنوب غربی آسیا واقع است، آسیای جنوب غربی، در حقیقت منطقه­ی واسطه‌ای است واقع میان سه قاره­ی آسیا، اروپا، آفریقا و ایران در این منطقه، از حوادث این سه قاره سخت متأثر است، زیرا هر نوع واقعه‌ای که در این قاره‌ها اتفاق افتد و یا رابطه و مراوده اقتصادی،‌ فرهنگی، سیاسی و نظامی بین این سه قاره برقرار شود، ناچار تأثیری در ایران خواهد گذاشت.

وسعت و شکل جغرافیایی ایران

کشور ایران امروزه دارای شکلی شبیه به متوازی‌الاضلاع ناموزون است و طول یک قطر آن، از آرارات در شمال غربی کشور به خلیج گواتر در جنوب شرقی به وسعت 2250 کیلومتر و طول قطر دیگر آن از خرمشهر در ساحل خلیج فارس به سرخس در شمال شرقی 1400 کیلومتر است. در نتیجه، دو استان آذربایجان در شمال غربی ایران و سیستان و بلوچستان در منتهی‌الیه جنوب شرقی کشور، نسبت به یکدیگر و همچنین نسبت به تهران ـ پایتخت کشور ـ از سایر استان­ها دورتر هستند.

شکل جغرافیایی و وسعت خاک کشور از قرن هشتم پیش از میلاد، یعنی زمان حکومت مادها که اولین سلسله آریایی را تشکیل دادند تا حدود یک قرن پیش همواره متغیر بوده است.

ایران امروز، با وسعت 1648195 کیلومتر مربع معادل یک بیست و هفتم وسعت قاره آسیا و نزدیک به یک نودم خشکی­های جهان است. خاک ایران به تنهایی،‌ بیشتر از مجموع مساحت شش کشور اروپایی آلمان، فرانسه، انگلستان،‌ ایتالیا، هلند و بلژیک است.

جنوبی‌ترین نقطه­ی این سرزمین بندر «گواتر» و شمالی‌ترین نقطه آن «دامنه­ی آرارات» است. شرقی‌ترین ناحیه­ی ایران «کوهک» در مرز پاکستان و غربی‌ترین آبادی آن «بازرگان» در مرز ترکیه قرار دارد. اختلاف ساعت میان شرقی‌ترین و غربی‌ترین نقاط مرزی ایران حدود یکساعت و هیجده دقیقه است.

نوشته شده توسط مهتاب بلالی در 11:37 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر